تنظیم اقرار نامه فسخ نکاح منقطع


همه دوستان مستحضرند که بموجب رای دیوان عدالت اداری تنظیم افرار افزایش  مهریه ..... نهایتا علیرغم نظر مخالف ابراز شده .... در دفاتر اسناد رسمی تنظیم نمیشود اما در مورد اقرار نسبت  کاهش مهریه  منعی مشاهده نمیشود .

اینک سوالی که اخیرا یکی از دوستان سردفترمان از استان اردبیل جویا شدند مبنی بر اینکه آیا در نکاح منقطع غیر رسمی (عادی ) میتوان اقرار بوصول مهر نوشت ؟

جواب بنده منفی بود به این استدال که دفاتر اسناد رسمی مجاز به تصدیق اسناد عادی نیستند بنابراین در صورت تنظیم چنین سندی  در واقع تصدیق سند عادی را در پی خواهد داشت .

نظرات دوستان و اساتید قابل تامل خواهد بود . منتظریم

حق الثبت اطلاع نامه فسخ


همگان اطلاع دارند که بموجب بخشنامه صادره از سازمان مطبوعه حق  الثبت فسخ نامه پنج هزار ریال مقرر شده است اخیرا خبرهای ضد ونقیضی بگوشمان میرسد که این حق الثبت مشمول فک رهن نمیشود آیا دوستان نظر دیگری دارند ؟

بنده از تاریخ ابلاغ بخشنامه موصوف حق الثبت مقرر رابرای هر اطلاع نامه ولو مربوط به فک رهن اسناد بانکی و یا اطلاعنامه مربوط به فسخ اجاره و غیره  پرداخت نموده ام دوستان و هم قطاران چه نظری دارند؟  منتظر اظهار نظر دوستان هستیم  

اظهار نظر دوست خوبم سردفتر در مورد حق الثبت فسخنامه


درود - گرچه فک رهن و فسخ سند دو مقوله جدا می باشد اما با توجه به هم ردیف قرار گرفتن هر دو و صدور اطلاعنامه فسخی برای مواردی که فک رهن می شود شامل حق الثبت می باشد و اصلح این است که پرداخت شود مگر اینکه توصیه ای دیگر از بالا برسد .
---------------------------
متشکر از حضور و اظهار نظرتون
ضمنا به ذیل مرقومه حقیر در اظهار نظر دوست خوبم جناب احمدلو نیز نیم نگاهی داشته باشید

صورت جلسه بازرسی


بدینوسیله از دوستان و هم قطاران عزیز و اساتید فن استدعا دارد صورتجلسه بازرسی جدید که اخیرا توسط سازمان متبوعه تهیه و در اختیار بازرسان محترم  ثبتی قرار گرفته است تا منبعد طبق نمونه مورد بحث متعاقب بازرسی تکمیل و تنظیم گردد را بطور دقیق مطالعه و نسبت به مفاد آن اظهار نظر فرمایند ازجمله مندرجات  صورتجلسه مورد بحث :

۱- سفید امضاء بعنوان تخلف پذیرفته شده و با درج آن قباحت این عمل ناشایست  تلویحا شکسته شده است  

۲- صدور حکم کارکنان دفاتر اسناد رسمی و ارسال نسخه ای از حکم صادره  باستناد بخشنامه سال ۱۳۶۸ الزامی اعلان شده است بخشنامه ای که تاکنون مسکوت گذاشته شده است

۳-قید آخرین اوراق دریافتی و مصرف شده و مصرف نشده آن

۴-ذکر شماره ملی و شماره پستی متعاملین

۵- ذکر آدرس مورد وکالت اموال غیر منقول در سند وکالت

۶-ذکر سوابق انتظامی

۷- قید شماره نظام وظیفه در سند تنظیمی

۸-ذکر شماره بیمه شخص ثالث و شماره کارت سوخت در سند تنظیمی

۹-ذکر اوراق باطله در صورتجلسه

۱۰-قید آدرس دفتر خانه در کلیه اوراق مصرفی

۱۱- بایگانی منظم

۱۲- رعایت حجاب اسلامی

۱۳- داشتن محفظه قابل اعتماد

۱۴- اسناد ناقص و اسناد تک امضائی و دهها مورد دیگر مجموعا ۴۷بندبوده  که از دوستان مطالعه دقیق آن استدعا و نسبت به یک به یک موارد اظهار نظر فرمایند

و اگر تاکنون دفتر خانه ای مبادرت بصدور حکم به کارکنان ومبادرت به  ارسال آن به کانون  نموده است نمونه ای از حکم اصداری را جهت ملاحظه سایرین به نمایش بگذارند

طنز اما واقغیت بنقل از وب عدالت محضر همکار محترم


بنقل ار وب عدالت محضر عینا

سردفتری بخواب دید که قیامت شده است  وسردفتران را دسته دسته بسوی جهنم برند . سردفتری دیگری را دید که در جماعت سردفتران بلند میخندد اوراگفت :به جهنم برند واینچنین خندانی  ؟ !   پاسخ داد: مارا که چنین به جهنم برند دلالان خودرو را کجا خواهند برد .

سردفتری بخواب دید که موی سر دلالی را همی کند و براو دشنام دهد.صبحگاهان  تعبیر از معبر خواست .گفت : هر سندی که زنی مویی از نو کم شود وبخود لعنت فرستی  .

سردفتر رندی را با نهصد سند  باز گرفتند . اورا گفتند ای ابله چرا نهصد سند را سفید گذاشتی . گفت من میخواستم پر کنم  خریدار نبود .

سردفتری را گفتند چگونه است که هر سندی به دفتر تو آید تنظیم میکنی پاسخ داد :خواست خدارا بخواست قانون مرجح میدارم .

سردفتری  دفترجاری از دفترخانه بیرون برد. اوراگفتند: خلاف کردی جای دفترجاری دفترخانه است .پاسخ داد: بیچاره از رکود خسته شده بود بیرون آوردم که گردش کند .

سردفتری را پرسیدند : ملعون ترین مشتری را که یافتی . گفت : دلالان بی شعور .گفتند :آخر چرا بی شعور . پاسخ داد :چون  شعوری در آنها نیافتم .

سردفتری زمینی با تحریر شیرینی بدون استعلام ثبت تسطیر نمود. اورا گفتند : چرا چنین کردی .پاسخ داد :  همین که خدا میداند زمین هایش را به چه کسی هبه کرده  مرا بس است .

سردفتری در رشت در چاهی افتاد . از چاه بانگ کمک بلند کرد. دلالی که از آنجا عبور میکرد ایستاد و سنگ بزرگی به درون چاه افکند. سردفتر دشنام داد که ای از خدا بیخبر چرا سنگ زدی . دلال پاسخ داد : تقسیم اسناد خودرو زد نه من.

سردفتری را با مسئول  بانک مسکن جنگ درگرفت که دفترخانه مرا قبول نمیکنی . مسئول گفت :چون دوست ندارم .سردفتر گفت مگر ارث پدرت است پول میگیری که کار کنی یالا قبول کن  .مسئول  پاسخ داد: هر کاری دوست داری بکن  دکتر روانپزشکم گفته است که من پادشاهم .

سردفتر مستی را سحرگاهان  در جوی آب گرفتند. اورا سرزنش کردند که  امین اسناد خلق را اینچنین مست چرا باید. گفت : تا دلالان  امین اسناد مردمند  سردفتران را سرکه تلخ همی باید . 

سردفتر پیری راگفتند  سردفتری را چگونه یافتی ؟ گفت : عز من قنع وذل من طمع.

سردفتری را از گورستانی گذر افتاد. خوف کرد واز خود پشیمان توبه کرد. فردا روز  همه را گفت که مرا توبه حاصل گشته و سند باز نخواهم زد .دلالی رو بوی کرد وگفت : از گشنگی بمیر تا دیگر گورستان نروی .

ادامه نوشته

ارزشهای اخلاقی برای موفقیت کاری


خلاقیات بر یک دسته ارزش‌های اخلاقی و معنوی استوار هستند. این ارزش‌ها باید مطلق باشند—یعنی باید طوری آنها را جدی بگیرید تا بر منطق، ضعف، نفس و اشتباهات شخصی هر انسانی غلبه کند. وقتی همه چیز شکست می‌خورد، همیشه به این ارزش‌های اصلی برخواهید گشت تا راهنماییتان کنند. متاسفانه، زندگی به این آسانی‌ها نیست و همیشه در این که چه ارزش‌هایی والاتر شمرده شوند، اختلاف وجود داشته است.

خوشبختانه در دنیای ارزش‌های کاری،  مافوقان و همکاران و حتی بازرسان می‌توانند کمکتان کند. خلاصه اینکه، ارزش‌های همکاران و دوستان و بازرسان و مدیران  همان ارزش‌های شما باید باشد (البته در حیطه کاری). آزادی شما برای انتخاب ارزش‌های اخلاقی خودتان محدود است. باتوجه به بالا گرفتن رسواییشرکتها و  ادارات و بویژه در حوزه کاری خودمان یعنی دفاتر اسناد رسمی  مختلف این روزها، فکر دنبال کردن ارزش‌های سازمان واداره ممکن است خیلی راحت نباشد. مشکل: به ارزش‌های چه کسی یا چه چیزی می‌توانید اعتماد کنید؟
اگر فراتر از بیزنس‌های موفق و صادق را ببینید، ارزش‌هایی را خواهید دید که امتحانشان را در طول زمان پس داده‌اند. ببینید این ارزش‌ها را چطور می‌توانید وارد سازمانتان کنید و برای پشتیبانی از آنها چه می‌توانید بکنید.
 
صداقت.
 ضرب‌المثل قدیمی "بار کج به منزل نمی‌رسد" یا "صداقت بهترین سیاست است" امروز بیشتر از گذشته صحت دارد. خیلی از شرکت‌ها و سازمان‌ها شعار صداقت پیشه بودن دارند. خیلی از کارمندان ادعای صادق بودن دارند اما چه صادق باشید و چه نباشید باید بدانید که گذشت زمان مشخص خواهد کرد که چه کسی صداقت داشته است و چه کسی نداشته است.
تمامیت.
 تمامیت یعنی قدرت و ثبات. یعنی بالاترین سطح ارزش‌ها و استانداردهای اخلاقی را تمرین کنید. تمامیت، کمال و درستی شخصیت شما و سازمانی که در آن هستید را نشان خواهد داد.
مسئولیت.
 متهم کردن دیگران، قربانی جلوه دادن خود یا انداختن تقصیر به گردن دیگران شاید موفقیت کوتاه‌ مدت برایتان به دنبال داشته باشد اما سرباز زدن از قبول مسئولیت احترام و یکپارچگی سازمان  را مختل می‌کند. افراد اخلاق‌گرا مسئولیت کارهایشان را می‌پذیرند.
کیفیت. 
کیفیت بالاتر از ساختن بهترین محصول یا ارائه بهترین خدمات است، بلکه باید در کلیه جنبه‌های کاری شما نمود یابد. فردی که کیفیت را تشخیص می‌دهد و هر روز به دنبال آن است، احترام فوق‌العاده‌ای برای خود قائل است، به کاری که انجام می‌دهد می‌بالد و دقت و ظرافتی در کار خود دارد که بر همه چیز تاثیر می‌گذارد.
اعتماد. 
به دست آوردن اعتماد دشوار است و دشوارتر از آن برگرداندن آن بعد از آن است که از دستش می‌دهید. هر فردی که با شما یا سازمان و اداره  ارتباط برقرار می کند باید به طریقی که کار او را انجام می‌دهید اعتماد و اطمینان داشته باشد.
احترام.
 احترام فراتر از یک احساس است، بلکه نشان دادن عزت، ارزش و حرمت به چیزی یا کسی است. ما به قوانین احترام می‌گذاریم، همچنین به کسانی که با آنها کار می‌کنیم، سازمان و اداره محل کارمان و اموال مربوط به آن و همچنین خودمان.
کار گروهی. 
دو همکار یا بیشتر در کنار هم یک گروه را تشکیل می‌دهند. این یکی از الزامات بیزنس است که بتوانید در گروه، چه رسمی و چه غیررسمی، به درستی با هم کار کنید.
رهبری.
 چه تعدادهمکاران و کارمندان درست‌کار و فعالی بوده‌اند که به خاطر رهبری‌های اشتباه شکست خورده‌اند؟ مدیران باید از استانداردهای اخلاقی برای کل سازمان حمایت کنند. یک رهبر باید نمونه و الگوی سایرین باشد.
 
 
امتحان کردن واقعی این ارزش‌ها از نتیجه عمل آنها به دست می‌آید. نیاز به تلاش گسترده و متمرکز کل سازمان و همکاران  دارد، نه فقط اینکه این ارزش‌ها را جزء قوانین درج شده در ابلاغ - حکم - قراردادو...... هر کارمند- مدیر - همکار - سردفتر و دفتر یار بگنجانند.
 
 
 
 

راهکار های لازم برای پیشگیری از تخلفات احتمالی سران دفاتر


و با تشکر ویژه از ژرف اندیشان و دلسوزان حوزه کاتبان و خالقان اسناد رسمی اما بعد :
متاسفانه شنیده ها و اخبار رسیده از راویان صدق گفتار حاکی است این   بیماری  مندرج در بست ذیل کل کشور را با شدت و ضعف در مینورد و چاره کار علاوه بر مطالب اعلامی دوستان در وب جاضر و وب جناب بازرس و اظهار نظر همکار خوبمان جناب خادمی سردفتر محترم یک مهاباد  و اظهار نظر حکیمانه سایر  دوستان موارد زیر را باستحضار میرساند :
1- در انتخاب سردفتر دقت کافی شده و حل مشگل بیکاری را بهانه تعجیل در انتخاب دوستان مستمسک قرار نداده و افراد شا یسته به این صنف داخل شوند تا با وچدان سالم خود اجازه تخلف بخویش را ندهد و افراد بویژه متدین و خدا ترس ره چند ساله را یک شبه طی نمیکنند و در پولدار شدن عجله و سبقت از دیگری نگیرند پس تخلف حداقل عمد انجام نمیدهند و رقابت ناسالم انجام نمیدهند
  2- در انتخاب دفتر یار دقت بیشتر ی بعمل آید تا شاید این نماینده ثبت در دفتر خود بازرس اداره و گزارشگر بی مدعا باشد بخصوص از  دفتریاران باسابقه بعنوان کفیل دفتریار برای دفاتر چدید انتخاب شود تا هم آموزشهای عملی بر همکاران جدید داده باشد و هم اینکه تخلفهای احتمالی رامانع و یا  اعلام نماید
  3-برمن و شمای سردفتر توصیه اکید میشود بمحض اطلاع از تخلف البته با مدارک مثبته موضوع را بدون اغماض و رو در واسی به محاری قانونی و بخصوص  بازرسان مربوطه  گزارش نمایند
در واقع بقول دوست خوبم جانم افشا کن - افشا کن - و رسوا کن
4 - تعداد بازرسان بی غرض و بی مرض و متدین و مومن و بصیر و مطلع را هم از نظر کمی و کیفی بیشتر فرمایند
5- استفاده از ماشین چاپ و الکترونیکی  و رایانه ای کردن  امور و ثبت ماشینی دفتر بجای ثبت دستی و سنتی
6- سرعت در رسیدگی های مقدماتی و بدوی و تچدید نظر نسبت به تخلفات فاحش
7- تشدید مجازات متخلفین بدون اغماض و رو درواسی

8-اجازه اعلام علنی متخلفین بهر طریق ممکن بویژه از طریق جراید محلی
9- اصلاح قانون ثبت و قانون دفاتر اسناد و آیینامه های مربوطه و بعضی از قوانین مرتبط با آن

10-شبکه ای کردن و اتصال دفاتر بیکدیگر مثل شبکه بانکی و استفاده از یک برنامه جامع کامپیوتری واحد در کلیه دفاتر
 11- تشویق دفاتر خوشنام بهر نحو ممکن

۱۲- منظر تکمیل دوستان هستیم .........................

عدول از اجرای مفاد وصیت نامه تملیکی


بدینوسیله از اساتید محترم و هم قطاران ارجمند استدعا دارد باعنایت بمندرجات ذیل نظرات ارشادی خویش را اعلام فرمایند ؟ 

وصیت نامه تملیکی چند سال پیش در دفتر مورد تصدی حقیر تنظیم و بموجب آن ششدانگ ملکی بعنوان تملیک از محل ثلث موصی به موصی له واگذار شده است و بموچب سند وصیت موصی له قبول وصیت نیز نموده است .

حدود دوسال قبل موصی فوت و حصر وراثت نیز اخذ شده است اینک موصی له با مراجعه بایندفتر در صدد اعراض از اجرای مورد وصیت (تملیک مورد وصیت ) را از ایندفتر درخواست مینماید

اینک با عنایت بماده ۸۲۷قانون مدنی که مقرر میدارد تملیک بموجب وصیت محقق نمیشود مگر با قبول موصی له  پس از فوت موصی .

و اینکه قبول موصی قبل از فوت موثر نیست و.........

و مستفاد از ماده ۸۳قانون مدنی ـ رد یا قبول موصی له بعد از فوت موصی معتبر است و....

در چنین فرضی که موصی له بعد از فوت موصی مورد وصیت را رد کرده باشد . تکلیف تنظیم کننده وصیت نامه تملیکی و نیز تکلیف اداره ثبت اسناد و املاک مربوطه که متعاقب ارسال خلاصه معامله توسط دفتر تنظیم کننده سند مراتب را در دفتر املاک ثبت کرده است چگونه خواهد بود ؟

اندر حکایت اوراق


امروز در شهرما (مرند ) اوراق نیم برگی و تمام برگی ( به برکت خیل عظیم دوستان )(  برای پاسحگویی بمشتریان) از نان شب هم واجبتر گشته است (کیما  و نایاب گشته )

متولیان امور در سنوات گذشته راه ناصواب رفته و ما چند پیرهن پاره کرده در این حوزه را بد آموزی داده و علاوه برنیاز روزانه چند برگی نیز برای روز مبادا و....بعنوان پس انداز و ذخیره در اختیارمان میگذاشتند اخیر نتنها همان مقدار ذخیره نیز تمام شده بلکه دادو بیداد ما نیز بجایی نرسیده که هیچ بلکه از بعصی دوستان هم چند برگی بعنوان قرض(ازباب مزاح ازمال جدمان و یا ازمحل خمس مال سادات ) به عاریه گرفتیم و مدیون و مقروضشان هستم .

که قادر بپرداختشان نیستیم اخبار واصله هم حاکیست  عمل فوق اشتباهی بوده و نباید تکرار شود و مسئولیت انتظامی در پی خواهد داشت .

اما بعد

متولیان امور ببرکت آمار و ارقام ارسالی دفاتر به مقامات مافوق همگی واقفند میزان اوراق مصرفی اوراق در هر دفتر را.

متولیان امر خود واقفند این اوراق بچز مصرف در دفتر و رتق فتق امور ارباب رحوع( طرح تکریم ارباب رجوع ) بکار دیگری ناید.

متولیان امور هزینه های مترتب بر اوراق مذکور  را بطور کامل از سران دفاتر پیشاپیش وصول منمایند جتی اوراق باطله را مطالبه نمایند

پس جایی برای حیف و میل کردن وجود ندارد

و مسئولین بر این امر واقفترند که در صورت فقدان ولو یک ورقه بهر نحو ممکن چه مسئولیتی متوجه سردفتر خواهد بود و ممکن است سر از آگآهی و دادگاه و محبوسگاه و.... در آورده باشند

بااین اوضاع و احوال:در

مضیقه وتنگنا    گذاشتن :    زیر مجموعه سازمان متبوعه که امور حاکمیتی را بدون هیچ انتظاری از دولت که در کمال ادب و اجترام و امانت و صداقت انجام میدهند چه مفهومی میتواند داشته باشد .

شاید گفته شود چاپحانه وزارت داریی توان چنین امری برایش متصور نیست

که باید گفت در سنوات گذشته ولو در زمان جنگ و جبهه که از هرطرف مورد هجه دشمنان این مرزوبوم بودیم این مشگل وجود نداشت و یا آن زمان که چاپخانه ها  مجهز به این وسایل دیجیتالی و الکترونیکی و کامپیوتری و..... نبودند باز چنین مشکلی در سنوات ولو دهه اول انقلاب نبود

پس مشگل کجاست نکند دستهایی پشت پرده .........   مثل قضایای قانون مربوط به تنظیم نقل و انتقال اتومبیل .......در کار است ؟؟؟؟؟؟؟

چرا مسئولین چاره اندیشی نمیکنند ؟؟؟؟؟

آخرالامر تکلیف دفاتر چه خواهد بود ؟؟؟ باید پاسخ دهند این باشند که کاغذ نداریم باشند ؟؟؟؟؟

سران دفاترپول در دست .  باید ملتمس .....( دوستان ) باشند و یا متکدیان کاعذ ؟؟؟؟؟تکلیف چیست ؟ وچه باید کرد ؟

بچایی اندیشیدن به معضلات صنفی و حرفه ای و مطالعه و چاره اندیشی اندر جکایت حوزه سردفتری باید مدام پیگیر اوراق مصرفی باشیم ؟

الحاق قبض تخلیه در سند انتقال قطعی غیر منقول


چندی پیش یکی از دوستان سردفتر از استان آ. غربی سوالی مطرح فرمودند که در نوع خود قابل تامل است . لذا بدینوسیله سوال مطروحه جهت استحضار دوستان اعلام  و نظر ارشادی هم قطاران مورد استدعاست .

طرح سوال :

یکی از بانکهای خصوصی سند رهنی در دفتر تحت تصدی دوستمان تنظیم نموده است و همزمان سند وکالت نیز نسبت بمورد رهن اخذ کرده است پس از چند سالی بانک مورد بحث از مورد رهن فک و باستناد وکالت مورد رهن را پس از اخذ مجوزهای قانونی و پرداخت حقوق دولتی بنام خود منتقل نموده است . اخیر در بحث تخلیه با مشگل مواجه شده و از دفتر تنظیم کننده سند در خواست میکند( باسنتاد وکالتنامه ای که قبلا اخذ نموده است و باستناد آن مورد وکالت را بنام خود منتقل نموده ) نسبت به سند تنظیمی قبض تخلیه صادر کند .

بنظر حقیر بانک مربوطه بایستی جهت تخلیه و تحویل دادخواست تخلیه ـ تقدیم مرجع تمیز حق ـ نماید

نظر ارشادی دوستان چه خواهد بود ؟

تغییر وکیل در وکالتنامه

طرح مسئله

امروز وکالتنامه بلاعزلی را شاهد بودم که در یکی از دفاتر مرکز استان آ . ش نسبت به یکدستگاه سواری هیوندای سواری و در خصوص    تعویض پلاک و فروش  و انتقال آن که در سال ۱۳۸۸تنظیم گردیده بود. اتومبیل مذکور را یکی از دوستان در سالجاری بصورت قولنامه ای خریداری نموده است درحاشیه  وکالتنامه موصوف مشخصات وکیل بطور کامل تغییر و مشخصات دوستم (در چند روز اخیر ) توسط خالق سند (دفتر خانه اسناد رسی تنظیم کننده سند ) جایگزین شده بود.

بدون هرگونه توضیحی

 از دوستان استدعادارد نظر مشورتی خویش را نسبت به تغییر وکیل در وکالت نامه آنهم بعد از دوسال آیا وجاهت قانونی دارد یا خیر ؟اعلام فرمایند ؟

البته شکی نیست در چنین فرضی حقوق دولتی از جمله حق الثبت و حق انتقال و سهم کانون و سهم کارکنان تضییع خواهد شد بعلاوه باتوجه به بلاعزل بودن وکیل تکلیف قسمت اخیر ماده ۶۷۹قانون مدنی چگونه قابل توجیه است ؟

مرکز امور ...

مرکز امور سردفتران و دفتریاران مرند

به دلیل سوء استفاده برخی از همکاران سردفتر نما در سراسر کشور خصوصاً در حوزه ثبتی شهر مرند ؛ قبل و بعد از ابلاغ تعرفه جدید حق التحریر ؛ بدلیل آزادی عمل شغلی سردفتران که قانونگذار به نامبردگان به عنوان کاتب بالعدل داده است از قبیل رقابت ناسالم و بازار یابی هایی از نوع تجاری  و انحصار گری در تنظیم برخی از اسناد خاص  و سلب فرصت کار از دیگر دفاتر اسناد رسمی از یک طرف و کمبود یا نبود نهادهای نظارتی و غیر متخصص بودن آنها و عدم اشرافیت ماهوی بازرسین نهادهای نظارتی نسبت به اسناد تنظیم شده از طرف دیگر؛ جامعه سردفتری حوزه ثبتی مرند را واداشت تا خود راساً نسبت به پیشگیری از اقدامات خلاف شئونات سردفتری اقدام نماید

بدین منظورو در پی ابلاغ تعرفه جدید حق التحریر دفاتر اسناد رسمی  و در پی پیشنهاد دفترخانه اسناد رسمی 11 مرند مبنی بر تشکیل جلسه ای با حضور همکاران سردفتر حوزه  ثبتی مرند به منظور تشریح ابعاد مختلف تعرفه مرقوم حسب پیشنهاد همکاران حاضر در جلسه مبنی بر تشکیل موسسه ای حقوقی به منظور پیشگیری از اجرای منویات ناسالم  برخی از همکاران ؛ و سپردن کار تهیه و تدوین اساسنامه موسسه فوق الذکر به بنده حقیر؛ اینک پیشنویس اساسنامه موصوف تحت عنوان " اساسنامه مرکز امور سردفتران و دفتریاران مرند " به منظور مطالعه و اظهار نظر همکاران عزیز حوزه ثبتی مرند جهت تصویب و نیز استفاده از تجربیات همکاران عزیزمان در سراسر کشور خدمت دوستان عزیز عرضه می گردد

از همکاران عزیز سراسر کشور دعوت می شود ما را با نظرات و  تجربیات گران سنج خود در این امر مهم یاری رسانند

جهت دریافت فایل pdf  اساسنامه اینجا را کلیک نمایید

به نقل از : وبلاگ دفترخانه 11 مرند

چند تذکر ...

چند تذکر برای همکاران سر دفتر و دفتر یار خوب مرندی در رابطه با حق التحریر ابلاغیه جدید

پس از گذشت چند روز از ابلاغ تعرفه جدید اخبار واصله حاکی از اینه که یکی دو نفر از همکاران هنوزروشن نشدن که این تعرفه دیگه رقابتی نیست و نرخها مقطوع شده و دیگه نمیشه به کسی تخفیف داد و گواهی امضاء رو ۹۰۰۰و۷۰۰۰تومن و تعهدنامه رو۲۰۰۰۰ و۱۵۰۰۰تومن و وکالت رو۲۲۰۰۰ و۲۰۰۰۰تومن وغیره  میگیرن!!.باید به این گرامیان گوشزد کرد که ضرر این حرکت زشت ابتدا به خودشون و بعد به تمام همکاران وارد میشه و باید بدونن که مصداق بارز "یکی بر سر شاخ و بن میبرید" شدن.باز هم محترمانه از این دوستان درخواست میکنم که به راه راست و همراهی با سایر همکاران بپیوندن و بیخود خودشون رو دربین همکاران بدنام و منفور نکنن.فکر نکنید که چون با این حرکات در کوتاه مدت مشتریانتون زیاد میشن سودتون هم زیاد میشه،نه،تمام درصدهایی که خودتون بهتر از من میدونید چقدره رو باید از همون تعرفه مقطوع پرداخت کنید و تهش چیزی کمتر از دو یا سه هزار تومن براتون میمونه.پس شخصیت و شرفتون در بین همکاران دیگه رو به این بهای ناچیز نفروشید،مگر اینکه ارزشش بیش از این نباشه!!(همکاران خوب مرندی،میدونید که چه کسانی مخاطب هستن؟

مجددا و موکدا از همکاران خوب مرندی استدعا دارد در اجرای تمام و کمال قوانین و مقررات کوشا بوده و ازهرگونه بی قانونی پرهیز نموده  تا انشا..... در چند روز آتی پس از اظهار نظرهای دوستان در رابطه با پیش نویس اساسنامه مرکز امور دفاتر اسناد رسمی ( جامعه دفاتر اسناد رسمی  مرند )(قابل دریافت و اظهار نظر در وبلاگ همکار خوبمان دفترخانه اسناد رسمی 11مرند ) تا متعاقب اظهار نظر دوستان مبادرت  به ثبت آن شده و متغاقب به ثبت رسیدن آ ن از همکاران خاطی بهر نحو ممکن و بدون هر گونه چشم پوشی با امضای اعضای هییت مدیره منتخب اعلام تخلف و حتی در مواردی اعلام جرم خواهد شد

دوستان بخوبی واقفند در چند ماهه اخیر چه اسنادی برای اموات تنظیم شد و چه اسنادی با چند تعویض پلاک  ضمن تضییع حقوق دولتی اعم از حق الثبت و حق انتقال و حقوق کانون و کارکنان دفاتر تنظیم شد و حتی  چه تعداد سند بدون حضور متعاملین تنظیم گردیدالبته دوستان محترم در چند روز و چند ماهه قبل برای چندمین بار شاهد تنظیم اسناد (مصداق جعلی )هم شده ایم که انشا..ا  صحت نداشته باشد  وای بروزیکه بگندد نمک ....... برای کاتبین باصطلاح گران تمام خواهد شد البته نمونه هایی از اینگونه اسناد  با مدارک مستند و مستدل نیز سراغ داریم که در صورت تجری در مراجع ذیربط و در وقت مقتضی قابل طرح خواهد بود   بدیهی است در جهت تقسیم عادلانه اسناد بانکی و نیز خودرو تمهیداتی اندیشیده شده که بحول قوه الهی پس از به ثبت رساندن مرکز مورد بحث قابل اعمال و خبرهای خوشی در راه است

۲.یکی از دوستانم دیروز توی خیابون ازم پرسید: فلانی ، تعرفه شما تغییر کرده؟.این پرسش خیلی برام ارزش داشت چون این نوید رو میداد که مردم از این قضیه باخبر شدن و دیگه جنگیدن برای گرفتن تعرفه داره تموم میشه و مردم دارن به این تعرفه عادت میکنن.

۳.چند روز پیش ظاهرا روز خبرنگار بود.نه اینکه بخوام بگم روز مهمی بود،نه،ولی شنیده ها حاکی از اینه که طرحی در دست بررسی هست که خبرنگارها از مالیات معاف بشن!! و ظاهرا رئیس جمهور هم به خبرنگارها که دست برقضا عده ی کمی هم ندارن پاداش دادن!!.ای کاش ماه در تقویم یه روز داشتیم و بقیه موارد پیشکشمون.ولی از شوخی که بگذریم به نظر شما این فکر که خبرنگار نباید مالیات بده از کجا اومده و با چه منطقی سازگاره؟کارش از کار ما سخت تره؟درآمدش کمتره؟طنابی که بوسیله ی اون از خط فقر آویزون شده ! از طناب ما بلند تره؟!!خونش قرمز تره؟نونش از نون ما خشک تره ؟ و هزار ویک پرسش دیگه که نمیدونم پاسخشون چیه ولی میدونم اگه گرامیان کانون نشین تلاش میکردن تا یه روز هم بنام ما ثبت میشد خیلی خوب بود.

 


اعلام انزجار

چند شب پیش  در بخش ذره بین برنامه خبر پراکنی ۳۰/۲۰ گزارشی تقریبا کمدی و یکسویه و تعمدی درخصوص تعرفه های دفاتر اسناد رسمی پخش شد که بنده از شدت برافروختگی برخود لازم دیدم که همین امشب جواب این برنامه خبر پراکنی را بدهم . از این که همکاران توسط کانون از مصاحبه بدون هماهنگی منع شده بودند میگذریم و کاری به تعرفه ی نخ نمای دفاتر اسناد رسمی و افزایش نرخ تورم در این ۷ سال نداریم.

۱. مجری این برنامه با چنان پوزخندی از دوری چشم حضرات تعزیراتی سخن میراند که انگار نمیدانست که سازمان تعزیرات حکومتی شایستگی نظارت بر این نهاد حاکمیتی را ندارد . ای کاش کمی در این مورد مطالعه میکرد و بعد دست به آلوده کردن دامن خویش و برنامه خبر پراکنی شان میزد.

 ۲ . تعرفه دفاتر اسناد رسمی از سال ۸۳ و متاسفانه بصورت مثلا رقابتی تعیین شده و دفاتر برای یک سند وکالت مجاز به اخذ ۶۰۰۰تومان تا ۳۶۰۰۰تومان بنا به میزان متنی که در سند نوشته میشود و همچنین شرایط بازار و هزینه های جاری شدند که متاسفانه این برنامه با نگرشی یکسویه و جانبدارانه (اطراف مقابل که جانبش را گرفته اند کاملا در بین همکاران شناخته شده است!!) هزینه وکالت را از چند دفتر پرسیده و پاسخهای متفاوت همکاران را که در همین دامنه اعلام شده توسط قوه قضائیه بود را بعنوان تفاوت در گرفتن هزینه و تخلف دفاتر اعلام کرد ، غافل از اینکه هر بچه ای میداند که قیمت وکالت با توجه به متن آن تعیین میشود اما مجری که جوانکی خنک و سبک نشان میدهد از مورد بی خبر است.

۳.از یک همکار درخصوص وکالت فروش یک دستگاه پراید مدل  ۹۰پرسیده شد و ایشان مبلغ ۱۲۳۶۰۰تومان را اعلام کردند و از همکار دیگری هزینه انتقال قطعی همان پراید پرسیده شد که ایشان ۱۵۳۱۳۶ تومان را اعلام کردند که این مبالغ بدون بهای اوراق و مالیات بر ارزش افزوده اعلام شد و در همینجا باید به این برنامه خبر پراکنی گوشزد کنم که در وکالت فروش اتومبیل تنها حق التحریر دفاتر است که تغییر میکند و از حد اعلی به ادنی سقوط میکند و به ۱۵۰۰۰تومان میرسد و مالیات نقل و انتقال و حق الثبت به قوه خود باقی است .

۴. در پایان همین بخش خبری ، خبری درخصوص دلالی برای پخش خبر در برنامه خبر پراکنی ۳۰/۲۰ نشان میدهد که به خوبی پته این عزیزان را روی آب میرزد و دست برقضا نشان میدهد که احتمال سرازیر شدن پولهای هنگفت و بادآورده به جیبهای حضرات در ازای پخش این گزارش که بیشتر به یک کمدی  میماند وجود داشته و این مبالغ نیز از ناحیه همان دو دشمن خونی و سرسخت دفاتر پرداخت شده که این دشمنان معرف حضور همکاران هستند.

۵.در پایان از کانون محترم برای آخرین بار درخواست میگردد کمی به رگ سردفتری مبارکشان فشار آورده و وکیل کانون را از زیر کولر بلند کرده و به دادگستری جهت اقامه دعوی و ارائه دادخواست اعاده حیثیت به طرفیت بنگاه خبر پراکنی ۳۰/۲۰ بفرستند تا این حضرات ،باعث تجری سایر هم صنفان خود نشوند.بدیهی است درصورت عدم اقدام کانون در این خصوص هرگونه عواقب بعدی بعهده مسوولان محترم بوده و تا ابد بر دامن ایشان نقش خواهد بست و نیز از همکاران تهرانی درخواست میگردد از آنجا که احتمالا اقدامات کانون در این خصوص صرفا به دادن یک بیانیه در سایت کانون و درخواست وقت برای دفاع از بنگاه خبر پراکنی ۳۰/۲۰ خلاصه میشود ، و برای اقامه دعوی بر علیه بنگاه خبر پراکنی مذکور باید در اقامتگاه ایشان یعنی درتهران صورت پذرید، شخصا به میدان آمده و با ارائه دادخواست ، ایشان را وادار به عذرخواهی نمایند.

تعرفه حق التحریر

بخشنامه تعرفه حق التحریر دفاتر اسناد رسمی

 

 

 

نظر به اينکه مطابق ماده 54 قانون دفاتر اسناد رسمي و کانون سردفتران و دفترياران مصوب 1354 تعرفه حق التحرير دفاتر اسناد رسمي پس از بررسي  به شرح زير تعيين گرديده است ، لذا از تاريخ 15/5/90 در کليه دفاتر اسناد رسمي لازم الاجرا خواهد بود . مقتضي است مراتب جهت اجراي دقيق تعرفه هاي تعيين شده به دفاتر اسناد رسمي ابلاغ گردد .

 بديهي است معاون محترم امور اسناد ، مديران محترم کل استانها ، مدير کل محترم امور اسناد و سردفتران ، مدير کل دفتر بازرسي و پاسخگويي به شکايات و کليه رؤساي محترم واحدهاي ثبتي ، وظيفه نظارت برحسن اجراي اين بخشنامه را بر عهده خواهند داشت .

الف – اسناد مالي (‌موضوع ماده 123 اصلاحي قانون ثبت )‌

يک :‌اسناد رهني ،‌ با حق استرداد و ذمه :‌

رديف

عنوان

تعرفه

1-1

تا مبلغ ده ميليون ريال مقطوعاً

 ۴۵۰۰۰۰ريال

2-1

تا مبلغ دويست ميليون ريال  نسبت به مازاد ده ميليون ريال

4 در هزار

3-1

تا مبلغ يک ميليارد ريال  نسبت به مازاد دويست ميليون ريال

2 در هزار

4-1

 بيش ازمبلغ يک ميليارد ريال نسبت به مازاد يک ميليارد ريال

۵/هزار

 

دو : اسناد اموال منقول :‌

رديف

عنوان

تعرفه

1-2

تا مبلغ دو  ميليون ريال مقطوعاً

۱۷۰۰۰۰ريال

2-2

تا مبلغ ده ميليون ريال نسبت به مازاد دو ميليون ريال

23 در هزار‌

3-2

تا مبلغ دويست ميليون ريال نسبت به مازاد ده  ميليون ريال

3درهزار

4-2

تا مبلغ يک ميليارد ريال نسبت به مازاد دويست ميليون‌ريال

2 در هزار

5-2

بيش از مبلغ يک ميليارد ريال نسبت به مازاد يک ميليارد ريال

5/در هزار

 

سه :‌اسناد غير منقول طبق ارزش معاملاتي و ساير اسناد مالي :

رديف

عنوان

تعرفه

1-3

تا مبلغ دو ميليون ريال مقطوعاً

250/000ريال

2-3

 تا مبلغ ده  ميليون ريال نسبت به مازاد دو ميليون ريال

40 در هزار

3-3

تا مبلغ دويست ميليون ريال نسبت به مازاد ده ميليون ريال

4 در هزار

4-3

تا مبلغ يک ميليارد ريال نسبت به مازاد دويست ميليون ريال

3 در هزار

5-3

بيش از مبلغ يک ميليارد ريال نسبت به مازاد يک ميليارد ريال

1 در هزار

 

ب : اسناد غير مالي :‌ (‌ موضوع ماده 124 اصلاحي قانون ثبت )‌

ردیف

عنوان

تعرفه

1

وکالتنامه هاي مختصر که براي فروش ملک و يا صلح سرقفلي نباشد

250/000ريال

2

وکالتنامه هاي مفصل که براي فروش ملک و يا صلح سرقفلي نباشد

350/000ريال

3

وکالتنامه هاي مختصر که براي فروش ملک و يا صلح سرقفلي باشد

400/000ريال

4

وکالتنامه هاي مفصل که براي فروش ملک و يا صلح سرقفلي باشد

500/000ريال

5

تنفيذ نامه ،‌رضايت نامه ،‌ اقرارنامه ،‌ تعهد نامه ، متمم قرارداد‌ و اقاله

مقطوعا 000/300
ریال

6

تقسيم نامه براي هر واحد تقسيم مال منقول نظير خودرو و غير منقول مانند زمين، آب ‌ و قطعه تفکيکي

200/000ريال

7

تعهدنامه دانشجويي که به نفع مراکز آموزش عالي يا آموزش و پرورش و صندوق هاي مربوط به آن ها تنظيم مي شود .

80/000ريال

8

وقف نامه و وصيت نامه مختصر

500/000 ريال

9

وقف نامه و وصيت نامه مفصل

800/000 ريال

10

صلح دعاوي و قراردادهاي غيرمالي

300/000ريال

11

تعويض يا ضم وثيقه

400/000ريال

12

ساير اسناد غيرمالي

100/000ريال

ج: ساير خدمات ثبتي

ردیف

عنوان

واحد

تعرفه

1

فک رهن يا فسخ سند

-

100/000ريال

2

صدور اجرائيه

هربرگ A4 

40/000
ریال

3

صدور اجرائيه

هر برگ A3

60/000ريال

4

صدور اخطاريه

هر نفر

50/000ريال

5

امور مربوط به قبوض سپرده 

هر برگ

60/000ريال

6

تهيه رونوشت از ثبت دفتر

‌هر برگ

80/000ريال

7

تهيه و تصديق فتوکپي از اسناد و مدارک دفترخانه

هر برگ

30/000ريال

8

تهيه و تصديق فتوکپي مدارک( موضوع ماده 57 قانون آئين دادرسي مدني ) ‌

هر برگ

5/000ريال

9

تهيه و تصديق فتوکپي اسناد مالکيت (موضوع بند 299 مجموعه بخشنامه هاي ثبتي) در صورتي که توسط ذينفع دريافت گردد 

هر برگ

  000/5ریال

 

10

صدور گواهي علت عدم ثبت سند ( موضوع بند  89 مجموعه بخشنامه هاي ثبتي)

-

100/000ريال

11

عزل يا استعفاي وکيل در حاشيه سند وملاحظات ثبت دفتر

-

100/000ريال

12

گواهي امضاء

هر امضاء

100/000ريال

13

صدور گواهي الکترونيکي

هر گواهي

مطابق با مصوبه هيأت وزيران

14

تهيه استعلام براي سازمان ثبت و يا ساير ادارات

هر نسخه

50/000ريال

تبصره 1- پرداخت حق التحرير ،‌ قيمت اوراق ، قبوض اقساطي و هزينه پست، بالمناصفه به عهده طرفين است مگر اينکه قبلاً توافق ديگري در اين خصوص به عمل آمده باشد يا يک طرف تمام آن را بپردازد.

تبصره 2- در صورتي که متعهد سند بيش از 4 نفر باشند به ازاي هر نفر اضافه 000/100 ريال اخذ مي شود .

تبصره 3- چنانچه سند در بيش از يک برگ تنظيم شود به ازاي هر برگ اضافي 000/80 ريال و به ازاي هر نيم برگ اضافي    000/50 ريال دريافت مي شود .

تبصره 4 – حق التحرير وکالت براي فروش وسائط نقليه مطابق حق التحرير سند قطعي آن مي باشد .

تبصره 5- منظور از سند مختصر سندي است که حداکثر به اندازه 17 سطر اوراق نيم برگي باشد و منظور از سند مفصل سندي است که بيش از آن باشد .

تبصره 6- اسناداشخاص بي بضاعت با تأييد کانون سردفتران و دفترياران بدون دريافت حق التحرير، تنظيم و ثبت مي گردد . نحوه تقسيم اسناد مزبور و چگونگي نظارت بر اجراي آن به موجب دستورالعملي است که به تصويب هيأت مديره کانون سردفتران و دفترياران مرکز خواهد رسيد.

تبصره 7- دفاتر اسناد رسمي کليه مبالغ موضوع اين تعرفه را از طريق شبکه بانکي و به وسيله سامانه پرداخت الکترونيکي (مستقر در دفترخانه) دريافت مي نمايند .

                                                                                                 احمد تويسرکاني

                 معاون رئیس قوه قضائیه و                          

رئيس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور

 

حق التحریر یا بیمار ترخیص شده

مژده یا ........ضمن تبریک حلول ماه پر فیض و برکت رمضان برای تک تک دوستان و همکاران محترم .

خبر های موثق حاکی است  پس از یک سال و اندی ازسپری شدن مهلت قانونی و کارهای کارشناسی عدیده ( البته کارشناس کیلویی چند ؟) و جراحی های متعدد بالاخره مریض از بیماستان ترخیص و تا چند روز آتی (۱۵مرداد ) آماده حرکت و قابلیت تحرک خواهد داشت 

احتمالا همان گونه که برای همکاران دفاتر ازدواج نسخه پیچی شده است برای دفاتر اسناد هم بسان آنان نسخه پیچی شده است

باشد تا انتظارات دوستان برای رصد حق التحریر در سایتها و وبلاگهای متعدد مختلف به سر انجامی رسیده باشد

اطلاعات تکمیلی متعافبات چهت استحضار دوستان بزودی اعلام خواهد شد

اعلام قریب الوقوع حق التحریر

خبر آمد خبری در راه است

دلخوش آنکس کّ از آن آگاه است

شنیده ها حاکی است حق التحریر دوستان تصویب و حتی به میز مبارک جناب سعادتیان نیز رسیده است

اما صحت سقم این خبر در چند روز آینده مشخص خواهد شد

انواع طلاق

انواع طلاق


  
فروپاشى سازمان خانواده و به هم خوردگى سازمان روابط خانوادگى را به هر شکل، 'گسيختگى ازدواج يا خانواده' مى‌نامند. ويليام گود (W. Goode) گسيختگى خانواده را 'شکستن واحد خانواده و تجزيهٔ نقش‌هاى اجتماعى در نتيجهٔ آن، که يک يا تنى چند از اعضاى خانواده به‌طور ارادى يا غيرارادى تکاليف ناشى از نقش خود را آنطور که بايد و شايد انجام ندهند' تعريف مى‌کند. طلاق، فسخ، جدائى جسمانى (ترک، طرد و غيبت ارادى يکى از دو همسر) از انواع گسيختگى خانواده هستند.
- طلاق:
در بررسى‌هاى اجتماعى - جمعيتي، انحلال قانوني، شرعى و عرفى ازدواج را تحت شرايط و مقررات خاص 'طلاق' مى‌نامند. در مفهوم اخص، انحلال رابطهٔ زن و شوهرى در ازدواج دايم که به‌دنبال آن از نظر رعايت حقوق و تکاليف زناشوئى مسئوليتى براى زن و شوهر وجود ندارد طلاق ناميده مى‌شود.
- فسخ:
گونهٔ ديگرى از گسيختگى خانواده است. مطابق فقه اسلامى و قوانين مدنى ايران، در موارد خاصى مانند وجود عيوب مشخص در زن و مرد، مى‌توان ازدواج را بدون آنکه نيازى به طلاق باشد از هم گسيخت. از اين موارد تحت عنوان 'فسخ' ازدواج نام مى‌برند
- جدائى جسمانى:
نوعى از گسيختگى ازدواج و روابط خانوادگى است که در آن بدون اينکه در ابتداى امر طلاقى جارى شده يا موارد فسخ ازدواج پيش آيد، زن و مرد جدا از هم و در بسيارى از موارد دور از يکديگر زندگى مى‌کنند. ترک زندگى خانوادگى توسط زن و مرد به‌دليل عدم تجويز طلاق، اختلاف‌هاى عقيدتى و سياسي، انحراف اجتماعى يکى از آنها (اعتياد، قتل، دزدى و...) و طرد يکى از زوجين از خانواده به‌دليل عوامل فوق از اشکال جدائى جسمانى شمرده مى‌شود.
   انواع طلاق
- طلاق رجعى:
طلاقى است که به درخواست مرد جارى مى‌شود و در آن وى موظف است تمام حقوق زن را از قبيل صداق، نفقه، پوشاک و مسکن براى مدت ۱۰۰ روز (زمان عده) تأمين کند. در اين نوع طلاق، مادامى که عدهٔ زن منقضى نشده باشد، مرد مى‌تواند به زن خود رجوع کند و با رجوع مزبور، بدون تحليل نکاح و عقد جديد، مى‌توان با او زندگى کند. در اين حال طلاق باطل مى‌شود
- طلاق باين:
طلاقى است که در آن مرد حق رجوع به زن خود را ندارد، يعنى برعکس طلاق رجعي، نمى‌تواند بدون جارى شدن عقدى جديد به او رجوع کند و در برخى از انواع آن، اگر مرد بخواهد به زن خود رجوع کند، لازم است تجديد نکاح کند؛ . طلاق باين انواعى دارد:
۱. طلاق دختر صغير يعنى دخترى که هنوز ۹ سال تمام ندارد.
۲. طلاق زن يائسه يعنى زنى که به سن نازائى (حدود ۵۰ سالگى رسيده و ديگر نمى‌تواند بچه‌دار شود).
۳. طلاق در دوران نامزدى يعنى پيش از انجام مراسم عروسى
۴. طلاق زن سه طلاقه يعنى زنى که او را سه بار متوالى پس از ازدواج طلاق داده باشند.
۵. طلاق خلع يا خلعى که در آن زن به‌‌دليل کراهتى که از شوهر خود دارد در مقابل مالى که به او مى‌بخشد طلاق مى‌گيرد.
۶. طلاق مبارات که در آن طرفين به‌علت کراهتى که از هم دارند به طلاق اقدام مى‌کنند. در طلاق مبارات، زن مالى را که کمتر از مهر او است به مرد مى‌پردازد
- طلاق عدى:
طلاق عدّى يا طلاق عدّه در دو مفهوم به‌کار مى‌رود:
۱. طلاق زنى که ۹ بار (۳ بار در ۳ بار) طلاق گرفته و بعد از هر سه طلاق، محلّلى وجود داشته است. اينگونه طلاق در هيچ صورتى حق رجوع ندارد 
۲. طلاق زنى که شوهر او در موقع عده رجوع کرده و بعد او را دوباره طلاق داده است
در متون اسلامى به‌گونهٔ ديگرى از طلاق تحت عنوان 'طلاق ايلاء' برمى‌خوريم که در دورهٔ پيش از اسلام در عربستان رواج داشت. طلاق ايلاء طلاقى بود موقت که به مدت ۴ ماه يا بيشتر جارى مى‌شد. اسلام اين طلاق را غيرشرعى و ممنوع اعلام کرد

مهریه و شرایط آن

مهریه وشرایط آن

مهريه

مهريه نوعي حق شخصي است که به محض وقوع عقد، زن مالک آن مي شود و عند المطالبه است و در رأس بدهي هاي مرد قرار مي گيرد. مهريه پس از مرگ زن به وراث او مي رسد.

مطابق دستورالعمل ش53958/34/1 ‍ـ 7/11/1385 سازمان ثبت اسناد و املاک، سردفتران دفاتر رسمي ازدواج مکلف­اند مفاد دو شرط ضمن عقد مهريه عندالمطالبه يا مهريه عندالاستطاعه را براي زوجين تفهيم نموده تا يکي از آنها انتخاب شود و بدين­وسيله فرض <ممتنع بودن زوج>، موجود در مادة 2 قانون نحوة اجراي محکوميـت‌هاي مالي در خـصوص مهريه تغـيير کند و تعداد زندانيان مهريه كاهش يابد. به نظر مي­رسد قسيم يكديگر قرار دادن شرط عندالمطالبه و عندالاستطاعه در دستورالعمل سازمان ثبت غيرمنطقي است و از نظر حقوقي نيز وصول مهريه را مشكل مي­نمايد و احتـمال اضـرار از طرف زوج را افزايش مي­دهد. در اين نوشتار، اين دو شرط از نظر فقهي و حقوقي بررسي گرديد و معلوم شد رويكرد اين دستورالعمل بر خلاف روح بند 3 ماده 148 ق.ا.ا.م. 1356 و ماده 58 ق.ت.ا.و. 1318 مي­باشد. همچنين عدم امكان صدور اجرائيه و وصول مهريه از طريق اجراي ثبت به واسطه مشروط بودن مهريه به استطاعت، محدوديتي ناموجه براي زن مي­باشد.

كليد واژه

دين، اجل، مهريه عندالاستطاعه، مهريه عندالمطالبه، دين لازم‏التاديه

طرح مسأله

رابطة اعتباري بين طلبکار و بدهکار و الزام ناشي از دين، يکي از مباحث مهم حقوقي است که نياز به تبيين دارد. تعهد زوج به پرداخت مهريه در عقد نکاح نيز يکي از بحث‌هاي خاص دين است. حساسيت اجتماعي راجع به مسائل مربوط به ازدواج و تحولات انديشه‌هاي مربوط به حقوق خانواده، اهميت پرداختن به موضوع <تعهد به پرداخت مهريه> را مضاعف مي‌­كند. تصويب قانون نحوة اجراي محکوميت‌هاي مالي 1377 و تقاضاي متعدد خانم‌ها براي اعمال مادة 2 اين قانون و بازداشت زوج، به عنوان يک اهرم فشار، تبديل به يک معضل اجتماعي و باعث افزايش آمار زندانيان غيرمجرم گرديده که سياست زندان‌زدائي دستگاه قضايي در حال حاضر در پي حل آن مي‏باشد.

سازمان ثبت اسناد نيز به منظور حرکت در راستاي اين سياست اقدام به صدور دستورالعمل ش53958/34/1 مورخ 7/11/1385 نمود. به موجب اين دستورالعمل سردفتران دفاتر رسمي ازدواج مکلف شده‌اند، مفاد دو شرط سيزدهم و چهاردهم مندرج در نکاح‌نامه‌ها را براي زوجين و خانواده‌ها تفهيم نموده تا طرفين عقد (زوجين) يكي از دو نوع مهريه يعني عندالمطالبه يا عندالاستطاعه را به عنوان شرط ضمن عقد انتخاب نمايند.

در اين راستا سؤالاتي مطرح مي­شود از جمله: مفهوم عندالمطالبه و عندالاستطاعه بودن مهريه چيست؟ آيا عندالمطالبه و عندالاستطاعه بودن مهريه قسيم يکديگرند؟ آيا عدم استطاعت به معني اعسار است؟ آيا استطاعت بطور جزئي هم محقّق مي‌شود؟ آيا اصل بر ملائت و استطاعت است؟ اگر مهريه عندالمطالبه انتخاب شود، ديگر مهريه عنـدالاستطاعه نخواهـد بود؟ برعکـس چطور؟ در مجـموع اضـافه کردن اين شـرط پـيشنهادي چه تـحولي در حقـوق خانـواده ايـجاد کـرده اسـت؟ اضـافه کـردن شـرط عندالاستطاعه تا چه حدودي با مباني حقوق سازگار است؟

روش تحقيق در اين نوشتار تحـليلي، توصـيفي، اصولي و منطقي است و از متون فقهي معتبر نيز در پرتو اصل 167 و اصل 4 ق.ا. و هماهنگ با رويکرد مادة 3 قانون آئين دادرسي دادگاه­هاي عمومي و انقلاب در امور مدني 1379 به منظور تفسير و رفع اجمال استفاده شده است.

1) حد بحث، مهريه کلي در ذمه

يکي از جنبه‌هاي مالي عقد نکاح موضوع مهريه است. چنانچه مهريه عين خارجي (عين معين) باشد، اثر عقد نکاح نسبت به آن تمليکي است و به مجرد نکاح، زوجه مالک مهريه مي‌شود (م 1082 ق.م). اگر مهريه در حکم عين خارجي (کلّي و معين) باشد، از اين جهت که اثر عقد نکاح نسبت به آن تمليکي باشد، مي‌توان اشکال نمود. به اين معني که نوع حق ايجاد شده <مالکيت> نيست، کما اينکه در مورد اثر عقد بيع نسبت به اين صورت از بيع اختلاف‌ نظر وجود دارد (امامي،1371: ج1، ص445؛ شهيدي، 1382: ص33). قدر مسلّم اين است که در مورد کلي معين، نوع خاصّي از حق عيني براي زوجه نسبت به اين صورت از مال من‌ حيث‌المجموع بوجود مي‌آيد که ارتباطي به ذمه زوج ندارد. بطور کلّي <تعهد به تسليم کلّي در معين> همانند تعهد به تسليم عين خارجي موجب قرار گرفتن آن مال در ذمه متعهد نمي‌شود. در واقع تعهد به تسليم در اين مورد از ملازمات تمليک و بوجود آمدن حق عيني در مال مي‌شود.

بنابراين اگر موضوع مهريه عين خارجي يا در حکم آن باشد، پايگاه حق زوجه عين خارجي يا آنچه در حکم آن است، مي‌باشد. اما اگر موضوع مهريه کلي في‌الذمه باشد، پايگاه حق زوجه، ذمه زوج خواهد بود. لذا در مورد اخير، مهريه به معناي تعهد به پرداخت مال کلّي، در ذمه زوج مي­باشد. اين تعهد عموماً به صورت پرداخت مبلغي وجه نقد يا اموال کلّي ديگر از قبيل سکه‌هاي طلا بر ذمه زوج قرار مي‌گيرد، قانونگذار با الحاق يک تبصره به ماده 1082 ق.م. تلاش نمود، اثر تورم بر کاهش ارزش واقعي مهرية وجه نقد را تعديل نمايد. تجزيه و تحليل عناصر اين نوع از دين بدين­جهت ضرورت دارد که معلوم شود زوجه چه حقوقي در صورت تصميم به مطالبة مهريه دارد و تکاليف قانوني زوج چيست؟

2) دين

1 ‍ـ 2) مفهوم دين

دين به معناي مال کلّي است که در ذمه شخصي براي ديگري به سببي از اسباب ثابت مي‌شود (امام خميني، 1415ق: ج1، ص595). کسي که ذمه وي مشغول است <مديون> و به طرف مقابل <دائن> اطلاق مي‌شود. <سبب دين> ممکن است قرض يا يكي از امور اختياري مانند قراردادن آن به عنوان مبيع در عقد سلم، ثمن در عقد نسيه، اجاره‌بها در عقد اجاره يا مهريه در عقد نکاح باشد. همچنين سبب دين مي­تواند امور غيراختياري مانند: ضمان قهري و مثل آن باشد (همان).

2 ‍ـ 2) اقسام دين از جهت وجود اجل

در فقه دين به دو قسم حال و موجل تقسيم مي‌گردد. در بيان تعهدات مديون، ابن حمزه مي‏گويد: <دين حال هر زمان که طلبکار آن را مطالبه کند در صورت فقدان عذر و اعسار لازم‌الوفاء است و اگر مديون غائب نبوده و توانايي پرداخت داشته باشد و طلبکار نيز پرداخت را مطالبه کرده باشد و وقت اداء نيز فرارسيده باشد و عذري نيز وجود نداشته باشد، لازم‌الوفاء مي‌شود> (مرواريد،1990م: ج1، ص30). بنا بر ديدگاه فقهاء دين موجل با حلول اجل و مطالبه طلبکار لازم‌الوفاء مي‌شود. از جمله فقيه صاحب نام راوندي مي‏نويسد: <اداء دين هنگام حلول اجل در صورت مطالبه طلبکار واجب مي‌شود> (همان، ج 15، ص26).

اين تقسيم‌بندي در آراء فقهاء متأخر نيز آمده است: <دين حال يعني دائن حق مطالبه و دريافت آن را دارد و بر مديون تأدية آن در صورت تمکّن و توانايي در هر وقتي واجب است. اما دين موجل در هر زماني حق مطالبه براي دائن وجود ندارد و تا قبل از رسيدن اجل، اداء دين بر مديون واجب نيست> (امام خميني، 1415ق: ج1، ص595).

3 ‍ـ 2) ارکان دين

ارکان دين عبارتند از: <دائن>، <مديون> و <موضوع دين>. حال سؤال اين است که آيا اجل دين اعم از دين حال يا دين مؤجل از ارکان دين است؟ از نظر علم منطق بدون تحقق <رکن> موضوع محقّق نخواهد شد و قابل اسقاط نيز نمي‌باشد؛ يعني در صورت اسقاط رکن ذي‌رکن هم ساقط خواهد شد. همانگونه که هرگونه خلل در ارکان نماز چه عمدي و چه سهوي موجب بطلان نماز مي­شود. اما خصايص عناصر مهم گرچه در تعيين هويت و خصوصيت‌هاي موضوع مؤثر هستند؛ ولي وجود موضوع ضرورتاً وابسته به آن نيست.

به نظر مي‌رسد، اجل در دين يکي از خصايص مهم دين است که فاقد جنبه رکنيت است. لذا دين مي‌تواند بدون اجل (يعني حال) باشد، اما وجود اجل موجب متمايز شدن دين موجل از دين حال از نظر آثار حقوقي مي‌شود. آثار مترتّب بر اين ديدگاه به شرح ذيل است:

الف) در صورتي که اجل از ارکان دين باشد؛ دين حال که فاقد اجل است در واقع فاقد يکي از ارکان لازم تلقّي مي‌شود و ممکن است در تحقق آن از اين جهت ترديد بوجود آيد يا اينکه حال قراردادن پرداخت نيز نوعي تأجيل بوده که وجه مجازگوئي در اين مورد روشن است.

ب) در صورتي که اجل از ارکان دين باشد، امکان اسقاط اجل از سوي دائن وجود ندارد؛ زيرا منطقاً اسقاط رکن به منزلة اسقاط موضوع است و اگر اين نتيجه قبول نشود امکان اسقاط رکن فراهم نمي‌شود. زيرا اين دو با هم ملازمه دارند. بنابراين حتي خود طلبکار نيز نمي­تواند اجل دين را ساقط کند. در حالي­که اجل دين از حقوق مالي است و بايد امکان اسقاط آن توسط ذي‌‌حق به نفع من‌عليه الحق وجود داشته باشد.

ج) اگر اجل از ارکان دين باشد با فوت مديون امکان حال شدن آن فراهم نيست. اما اين نتيجه با نص مادة 231 قانون امور حسبي سازگاري ندارد. بر اساس اين ماده فوت مديون که واقعه‌اي حقوقي است و نسبت به دين امري خارجي محسوب مي‌شود، موجب حلول اجل ديون متوفّي مي‌شود. ماده 705 ق.م. نيز فوت ضامن را موجب حلول دين موجل وي دانسته است.

اين احكام در قانون مدني از فقه اماميه گرفته شده و چنين تأثيري براي فوت مديون شناخته شده است. مشهور فقهاء از جمله حمزه بن علي در غنيئ النزوع و کَيذُري در اصباح الشيعه و امام خميني بر اين عقيده هستند (ر.ك. مرواريد، 1990م: ج15، صص33 و 28؛ امام خميني، 1415ق: ج1، ص596، مسئله 6). لذا اجل در دين جنبة اساسي نداشته و طرفين مي‌توانند، بدون توجه به اجل در برابر هم دائن و مديون قرار گيرند.

4 ‍ـ 2) دين و مهريه

1 ‍ـ 4 ‍ـ 2) عدم تأجيل در عندالمطالبه يا عندالاستطاعه

دين از جهت سررسيد پرداخت، شامل دو قسم حال و مؤجل است. حال اين سؤال مطرح مي­شود كه آيا دين <عندالمطالبه> و <عندالاستطاعه> اقسامي ديگر از همين مقسم هستند؟ يعني آيا عندالمطالبه بودن دين به معني تأجيل دين تا زمان مطالبه است يا به معني دين حال است؟ يا اينکه قسم خاصّي از دين است؟ همچنين آيا دين عندالاستطاعه تأجيل دين به وقت توانايي است؟ يا اينکه دين حال است ولي مطالبة آن بدون احراز استطاعت امکان ندارد و تا زمان استطاعت لازم‌التأديه نيست؟

اگر مطالبه دين به زماني بعد از تحقق دين موکول شود يا استطاعت مديون در هنگام عقد از نظر طرفين محرز نشود و تحقق آن موكول به آينده شود، ممکن است اينگونه توافق به معني تأجيل به وقايع مذکور است. لذا از آنجا که تاريخ مطالبه و استطاعت هنگام تحقق دين معلوم نمي‌باشد، از حيث وجود غرر و جهل اشکال جدي بوجود مي‌آيد. فقهاء در مورد بيع با ثمن موجل که اجل پرداخت آن معلوم نيست قائل به بطلان هستند (خوئي، 1992م: ج7، ص493).

مرحوم نجفي مي­نويسد: <بايد اجل از نظر مدت معين باشد و احتمال کمي يا زيادي در آن نرود و اين امر مورد اجماع است و مسامحات عرفيه مورد توجه نيست. اگر اجل شرط شود، ولي آن را معين نکنند يا اجل مجهولي را مانند آمدن حجاج و مثل آن معين کند که احتمال زيادي يا کمي در آن مي‌رود؛ بطور قطع بيع باطل است. بلکه ممکن است، اين باعث جهل به ثمن شود؛ زيرا براي اجل قسطي از ثمن است> (نجفي، بي­تا: ج23، ص100). <متعاقدين هم بايد مدت را بشناسند و اگر اجل به نوروز موکول شود که روز معيني نزد فارس­ها مي‌باشد، ولي متعاقدين آن را نشناسند يا يکي از آنها آن را نداند، بيع صحيح نمي‌باشد. دليل آن جهالت است. در اين مورد مناقشه شده که مدت في‌نفسه روشن است. اما اين مناقشه قابل نظر است> (همان، ص101).

با وجود ادعاي اجماع از سوي صاحب جواهر بر بطلان عقدي که ثمن آن موجل و اجل نامعلوم باشد، شرط عندالاستطاعه بودن مهريه چگونه توجيه مي‌شود.

از آنجا كه تاجيل مهريه بدون ذکر اجل به غرر و جهل منتهي مي­شود و موجب بطلان مهريه موجل مي‌شود. بطور قطع اگر مهريه مؤجل به اجل نامعلوم باشد، در بطلان آن نبايد ترديد نمود. حال سؤال اين است كه آيا شرط عندالاستطاعه بودن مهريه نيز به معني تأجيل است؟ ممكن است فرض مذكور به سه صورت توجيه شود:

الف) مهريه مؤجل به اجل نامعلوم باشد؛ در اين صورت جهل به اجل منجر به جهل در مهر مي‏شود. صاحب جواهر در موردي که اجل ثمن نامعلوم باشد بر بطلان عقد ادعاي اجماع نموده­اند: <… يا اينكه اجل مجهولي را مانند آمدن حجاج و مثل آن معين كند كه احتمال زيادي و نقصان آن مي­رود> (همان، ص11). ايشان از کلمة <اجل> مجهول استفاده کرده­اند؛ لذا از اين ديدگاه شرط عندالاستطاعه قراردادن مهريه به واسطه موكول كردن زمان پرداخت به استطاعت، باطل بوده و مبطل مهريه مي­باشد (ماده 233 ق.م.) و در اين صورت به زوجه مهرالمثل تعلق مي­گيرد (ماده 1100 ق.م.).

ب) جهل به شرط برمي‏گردد نه به مهر و بر فرض مجهول بودن شرط، جهل به آن منجر به بطلان مهر نمي‏شود. برخي از حقوقدانان با توجه به اينكه قانون مدني بر بطلان شرط مجهول تصريح نكرده، قائل به صحت شرط مجهول و عقد اصلي هستند (امامي، 1371: ج1، ص281). در نتيجه به فرض مجهول بودن شرط عندالاستطاعه بودن مهريه جهل به شرط، به اصل مهريه سرايت نمي­كند. بنابراين هم شرط و هم توافق بر مهر صحيح است. در اين فرض حتي اگر عندالاستطاعه قرار دادن آن تاجيل هم باشد، موجب بطلان مهر نمي‏باشد، اما قبول اين توجيه با اشكال مواجه است.

ج) عندالاستطاعه قرار دادن مهريه تاجيل نيست و از نوع اعطاء مهلت متعارف ضمن التزام به تأديه است. به اين معني كه دين به صورت دين مطلق محقق مي­شود و بدون اينكه مؤجل باشد، تأديه به زمان استطاعت موكول مي­شود. براساس مواد 652 و 277 ق.م. دادگاه نيز مي‏تواند به مديون <مهلتي> متناسب با اوضاع و احوال بدهد. اعسار مديون نيز به طور طبيعي به دادن <مهلتي> مناسب منتهي مي‏شود. كسي مدعي نشده كه استمهال در اين موارد به معني تاجيل است. لذا بر اساس اين ديدگاه دادن مهلت توسط دائن نيز به معني تاجيل نيست.

بنابراين از آنجا كه دادن مهلت فرع بر وجود اصل دين است؛ بر خلاف اجل كه علي­رغم اينكه از اركان دين نيست وصفي از اوصاف آن مي‏باشد، مهلت از اوصاف دين شمرده نمي‏شود، دادن مهلت براي تاديه مهريه و منوط كردن اين مهلت به استطاعت نيز بر اساس اين ديدگاه به معني موجل كردن مهريه نيست.

2 ‍ـ 4 ‍ـ 2) عندالاستطاعه و مهلت عرفي

برخي از اساتيد به اجمال متعرض موضوع شده­اند و ظاهر كلام ايشان حكايت از تمايل به ملاحظات عملي موضوع دارد. آنان معتقدند: <در نکاح‌نامه آمده است که پرداختن مهريه به عهده شوهر است که بايد در صورت توانايي مالي، عندالقدرئ و الاستطاعه بپردازد. اين شرط بطور مسلّم اجل معين نيست.> (کاتوزيان،1382: ج1، ص158). البته دادگاه بايد احراز کند که شوهر در زمان نکاح توانايي پرداخت مهريه را نداشته است و طرفين براي دادن مهلت به او چنين شرطي کرده‌اند...> (همان، ص159). لذا دو احتمال در تبيين مفهوم عندالاستطاعه، مي‌توان مطرح نمود:

الف) مـهريه محـقق شده، اما چـون زوج امکان پرداخت نداشته و معسر است، نمي­توان زوج را تحت فشار قرار داد. اين وضعيت اختصاص به دين خاصي ندارد و مطلق ديون به اين معنا عندالاستطاعه هستند. در مجموع تحميل تکليف مالي بر کسي که توان آن را ندارد، عقلاً قبيح است. <لايکلف الله نفساً إلا وسعها...> (بقره، 286). اعسار از پرداخت نيز موجب تاخير و دادن مهلت مناسب تا زمان توانائي است. <و ان کان ذو عسرة فنظرة الي ميسرة> (بقره،280).

ب) دين ناشي از مهريه همزمان با توافق زوجين بر مهر محقق مي­شود، اما اين شرط نوعي دادن مهلت (يک مهلت عرفي) براي پرداخت مهريه است (همان).

بنابراين <...اين شرط بطور مسلّم اجل معين نيست> (همان). يعني اگر به عنوان اجل به آن نگريسته شود با ايراد <بطلان به سبب مجهول بودن> مواجه است. براساس اين ديدگاه بررسي و ارزيابي اراده طرفين نيز همين نتيجه را دارد. يعني قصد طرفين اين است كه مهريه تحقق يافته اما به زوج مهلت مناسب تا حصول توانائي پرداخت، داده ‏شود. بر مبناي اين تفسير اراده طرفين بر اين قرار گرفته است كه <التزام به تاديه> منوط به استطاعت ‏باشد.

اين ديدگاه از لحاظ ملاحظات عملي اين فايده را دارد كه طرفين با وضعيتي غيرقابل انتظار يعني بطلان مهرالمسمي و ثبوت مهرالمثل روبرو نخواهند شد.

مشكلات مربوط به ارزيابي مهرالمثل و شناسائي و تقويم ملاك­هاي مؤثر در محاسبه آن براي دادگاه­ها نيز بر كسي پوشيده نيست. به وي‍ژه اينكه در اين ارزيابي به مفاد مورد تراضي طرفين عنايتي نمي‏شود. به عبارت ديگر گرچه هر اقدامي كه ثمره آن اقناع مسئولين سازمان ثبت به توقف اجراي دستورالعمل را در پي داشته باشد، مفيد است، اما اين ديدگاه از تزلزل در روابط زوج­هايي كه تا كنون مهريه عندالاستطاعه را انتخاب كرده‏اند، جلوگيري مي‏كند.

3 ‍ـ 4 ‍ـ 2) عندالاستطاعه و تعليق تحقق مهريه

آيا عندالاستطاعه به معني تعليق تحقق مهريه به حصول استطاعت است. قطعاً تعليق تحقق اصل مهر مورد نظر و ارادة زوجين نبوده و به علاوه در صورتي که اراده طرفين به تعليق تحقق اصل مهريه قرار گرفته باشد، تحقق معلّق آن نيز به شدت مورد اشکال است (ن.ك. شهيدي، 1377: ص66).

قبول دين به صورتي كه تحقق آن معلق باشد، همانگونه كه در مقررات عقد ضمان در قانون مدني آمده، موجب بطلان است. اما التزام به تاديه ممكن است معلق باشد و اين امر خللي به صحت دين وارد نمي‏كند. در ماده 699 ق.م. ضمن تاكيد بر بطلان ضمان معلق، مقرر داشته: <...ولي التزام به تاديه ممكن است معلق باشد>.

روشن است كه تعليق و تاجيل دو مقوله متفاوت و متمايز از يكديگرند. بنابراين منوط كردن (تعليق) التزام به تاديه دين به امر ديگري مانند استطاعت مديون به معني تاجيل پرداخت نمي‏باشد، گرچه اين امر به معني موكول كردن پرداخت به لحظه تحقق استطاعت است.

از ذيل عبارت ذيل ماده 699 ق.م. يعني عبارت: <...ولي التزام به تاديه ممكن است معلق باشد> معلوم مي­شود اصل دين مي‏تواند تحقق يافته و التزام به تاديه به بعد موكول شود. تفكيك زمان وقوع اين دو امر يعني تحقق دين از يك طرف و لازم التاديه شدن دين از طرف ديگر در مقررات فوق كاملا بديهي است.

4 ‍ـ 4 ‍ـ 2) اعتبارمهريه‏ عندالاستطاعه غير متعارف

اگر زوج بر مهريه‏اي غير متعارف که توانائي پرداخت آن را داشته ‌باشد، توافق نمايد، به نظر مي­رسد، با توجه به آزادي اراده نمي­توان متعرض وي شد. زوج نيز با پذيرش آگاهانه مهريه نمي‏تواند آن را پرداخت نكند. منظور از نامتعارف بودن در اين تعبير تفاوت فاحش آن با مهرالمثل است. يعني صرف­نظر از امكان پرداخت، نسبت به موارد مشابه مقدار آن زياد باشد.

اما اگر از جهت عدم امكان اجراء چنين تعهدي نامتعارف باشد، در اين صورت نامتعارف به معني پذيرش تعهد مطلقاً ناممكن است. حال با وجود عدم امكان پرداخت مهريه، آيا قائل به بطلان چنين تعهدي بايد بود؟

در مورد تعهدات جزئي که مصداق آن معلوم و معين است، عدم قدرت بر تسليم موجب بطلان عقد است. مطابق مادة 348 ق.م. بيع چيزي که بايع قدرت بر تسليم آن را ندارد، باطل است؛ مگر اينکه مشتري قادر بر تسليم باشد. از نظر منطق تعهد بر امري که ذاتاً غيرمقدور است، لغو و غيرعقلائي مي­باشد و در صورت اطلاع متعهد، حکايت از عدم قصد واقعي متعهد دارد. برعكس در مورد تعهدات کلّي که ذاتاً غيرممکن نبوده و ممکن است، شخص متعهد توان پرداخت آن را نداشته باشد، از يك طرف متعهد في‌الحال قدرت بر تسليم ندارد و از طرف ديگر امکان تملّک رايگان از طريق هبه، استقراض، ارث يا وصيت تمليکي منتفي نيست.

به علاوه اين دين بر ذمه قرار مي‌گيرد و مصداق خاص و جزئي براي آن تعيين نمي‌شود. بنابراين مي‌توان اذعان نمود از آنجا که در مجموع امکان اجراء منتفي نيست، اين تعهد باطل تلقّي نمي‌شود.

به همين جهت قانونگذار، اهليت استيفاء اشخاص را در پذيرش تعهدات کلّي، محدود به ميزان دارايي آنها نکرده است. به نظر مي‌رسد اين تعهد صرفاً به سبب مـحدوديت توانايي متعهد باطل نباشد. ماده 728 ق.م. نيز در صحت حواله، ملائت محال­عليه را شرط ندانسته است. در حالي كه به موجب ماده730 ق. م. پس از تحقق حواله ذمه محيل، بري و ذمه محال عليه اشتغال پيدا مي‏كند.

ماده690 ق.م. نيز به صراحت مقرر نموده: <در ضمان شرط نيست كه ضامن مالدار باشد...>. قانونگذار پذيرفته شخصي كه ملائت پرداخت ندارد، قبول دين نمايد. اگر مضمون­له يا محتال حسب مورد جاهل به اعسار ضامن و محال عليه باشند، حق فسخ براي مضمون­له يا محتال پيش­بيني شده است. اما اگر عالم به عدم ملائت آنها باشند بايد منتظر استطاعت مديون بمانند.

برخي حقوقدانان ضمن طرح اين سؤال که آيا قدرت تسليم به موضوع تعهد مرتبط است يا به شخص متعهد؟ چنين اظهارنظر نموده­اند: <بطلان قرارداد ويژه موردي است که عدم قابليت تسليم ناشي از وضع خود مال باشد نه ناتواني شخص متعهد…> (كاتوزيان، 1371: ج2، ص 189، ش401).

بنابراين <ناتواني در تسليم> مفهومي مطلق است نه نسبي، يعني در ديد عرف بايد مورد انتقال <قابل تسليم> نباشد. لذا ناتواني شخص مالک يا نمايندة او مانع تحقق تعهد نيست. قانون مدني به اين نتيجه تصريح نكرده، ولي در شرط انتهايي مادة 348 ق.م. آورده: <مگر اينکه مشتري خود قادر به تسلّم باشد>.

ايشان در جاي ديگر اظهار مي­دارند: <چنانکه هرگاه معسري متعهد به پرداختن مبلغ گزافي پول شود، هيچ­کس در نفوذ قرارداد ترديد نمي‌کند. حقوق، تعهد نامعقول را لغو مي‌شمرد ولي از عهد جدي و متعارف حمايت مي‌کند> (همان، ص197).

به نظر مي­رسد مفهوم قدرت بر انجام تعهد بايد با توجه به داوري عرف احراز شود. اگر تعهدي عرفاً قابل انجام باشد، گرچه اين توانايي هنگام عقد براي متعهد وجود نداشته باشد، از اين جهت اشکالي وارد نمي‌شود. لذا اگر جواني مهريه‌اي بيش از دارايي فعلي خويش برعهده بگيرد، ولي چنين تعهدي را عرفاً غيرمقدور نمي­داند گرچه نسبت به متعهد بلندپروازي تلقّي شود، در صحت آن نبايد ترديد کرد. اما اگر امکان اجراي تعهد بطور مطلق منتفي باشد، عقيده بر بطلان آن موجه به نظر مي‏رسد. اما اگر صرف نظر از امكان يا عدم امكان اجراء، طرفين در پذيرش تعهد جدي نباشند، مثل اينكه زوجه بگويد من مهريه نمي‏خواهم، ولي براي حفظ حيثيت و شأن اجتماعي در عقدنامه چنين بنويسم. بديهي است كه در اين مورد به واسطه نداشتن قصد انشاء، تعهدي محقق نمي‏شود؛ خواه مبلغ آن گزاف و خواه ناچيز باشد.

اما روشن است كه اثبات خلاف مندرجات عقدنامه بسيار مشكل است. البته گاهي وهم­انگيز بودن ميزان مهريه ممكن است، اماره‏اي بر صوري بودن تلقي شود كه ارزش اماره قضايي در هر مورد وابسته به نظر دادگاه است.

5 ‍ـ 4 ‍ـ 2) تأثير فوت مديون بر دين عندالاستطاعه

اين سؤال مطرح است كه اگر زوج فوت كند تعهدش به پرداخت دين عندالاستطاعه چه حکمي دارد؟ به­ نظر مي­رسد صحيح‌ترين معنا براي دين عندالاستطاعه اين است که اين قيد براي احراز لازم التاديه شدن است. دين قبل از استطاعت به پرداخت، تمام ارکان دين را داراست و فقط لازم التاديه نشده فعليت نيافته و با استطاعت همانند يک دين حال شده لازم التاديه مي‏شود.

با فوت زوج كليه ديون وي به تركه منتقل مي‏شود. <من بعد وصيه يوصي بها او دين> (نساء، 12) كلمه دين در اين آيه اطلاق دارد و شامل تمام اقسام دين از جمله دين عندالاستطاعه مي‏شود. همچنين از آنجا كه صفت استطاعت از صفات انسان زنده است و متوفي به اين صفت متصف نخواهد شد و در مورد متوفي امكان يا عدم امكان پرداخت دين مطرح است كه به معني وجود يا عدم وجود تركه است. بنابراين از حيث نتيجه تأثير فوت بر دين موجل و دين عندالاستطاعه يكي است. يعني هر دو لازم التاديه مي‏شوند.

3)تنقيح مفهوم عندالاستطاعه

تبيين مفهوم فقهي استطاعت و امکان انطباق و عدم انطباق آن با اصطلاح بکار گرفته شده توسط واضعين دستورالعمل، ضروري و مفيد خواهد بود. روشن است كه بکارگيري يک اصطلاح فقهي در غير معناي اصطلاحي مرسوم آن بدون تبيين و تفسير معني موردنظر اشکال مهمي است که مي­توان به واضعين اين مقرره وارد نمود.

در کريمة <ولله علي الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا> (آل‌عمران،97). وجوب فريضة حج ثابت مي­گردد. برخلاف فريضة نماز که بدون ذکر شرط با کريمه: <ان الصلاة کانت علي المؤمنين کتاباً موقوتاً> (نساء، 103) و ديگر آيات تشريع گرديده و وجوب آن منوط به استطاعت نشده است، اما وجوب حج منوط به تحقق استطاعت است. <منظور از استطاعت هم استطاعت مالي، بدني و طريقي است که در کتب فقهي مورد بحث قرار گرفته است> (امام خميني، 1415ق: ج1، ص340). لذا استطاعت در حج شرط تحقق تكليف است، يعني قبل از استطاعت، هيچ تکليفي براي مکلّف ثابت نمي‌باشد.

نفقة اقارب نسبي در قانون مدني در صورت تحقق شرايط ديگر عندالاستطاعه است (م 1198 ق.م.). يعني بدون استطاعت هيچ تکليفي متوجه بستگان نسبي براي پرداخت نفقه نمي­باشد. اين الزام قانوني حدوثاً و بقائاً منوط به استطاعت است. بر اساس مادة 1207 ق.م. در صورت امتناع از پرداخت چيزي بر ذمه شخصي که قانوناً ملزم به انفاق است، قرار نگرفته و تبديل به دين معوق نمي‌شود. در هر دو مثال استطاعت شرط تحقق الزام است، يعني از ارکان الزام محسوب مي‌شود.

تفاوت بارز در مثال فوق با دين ناشي از مهريه اين است که اين مثال­ها از جنس تکليف و الزام هستند، اما مهريه از جنس دين مي‌باشد. عدم استطاعت در اين تکاليف مانع تحقق تکليف است؛ اما عدم استطاعت در دين مانع از <لازم التاديه بودن> دين مي‌شود. يعني اعسار مديون موجب مي‌شود تا زماني­که اين حالت ادامه داشته باشد، مديون از هرگونه اجبار و ايجاد محدوديت معاف شود (م2 قانون نحوه اجراي محكوميت هاي مالي).

قرآن کريم نيز بر اين نکته تأکيد نموده: <و ان کان ذو عسرة فنظرة الي ميسرة> (بقره،280). در تفسير اين آيه راوندي در <فقه القرآن> مي‏نويسد: <بنابراين تا زماني که مديون معسر باشد، طلبکار مجاز به مطالبه و اصرار بر طلب نيست و سزاوار است که مدارا کند و تا زماني­ که خداوند گشايشي در کار مديون ايجاد کند به وي مهلت دهد> (مرواريد، 1990م: ص 23).

اينکه طلبکار در صورت اعسار بدهکار، مجاز به مطالبه و اصرار بر طلب نباشد از مسلّمات فقه است. <اما اگر بدهکار غائب نبوده و توانايي پرداخت داشته باشد و طلبکار نيز با حلول دين پرداخت را مطالبه نمايد و عذري در کار نباشد، پرداخت بر بدهکار واجب مي‌شود> (همان، ص30).

به نظر مي­رسد منظور از عندالاستطاعه بودن مهريه در دستورالعمل ثبت به ش 53958/34/1 ‍ـ 7/11/1385، توجه دادن به آثار عملي اين شرط مي­باشد به طوري که زوجه قبل از تمکن مالي زوج درخواست اجراي مهريه و بازداشت زوج را مطرح نكند. علت اين رويکرد، فراواني پرونده‌هاي مهريه در محاکم و تقاضاهاي متعدد اعمال ماده 2 قانون نحوة اجراي محکوميت‌هاي مالي راجع به بازداشت مديون (زوج) به منظور استيفاء مهريه است.

4) تأثير مطالبه در لازم‏التاديه شدن ديون

1 ‍ـ 4) فقه

مشهور فقهاء معتقدند: <کسي که کالايي را بطور مطلق يعني نه با قيد اجل و نه عکس آن بخرد يا تعجيل (فوريت) را شرط کند، (در هر صورت) ثمن و مثمن حال مي‌باشند؛ زيرا اطلاق عرفاً انصراف به حال دارد و شرط تعجيل به معني تأکيد است> (شيخ انصاري، 1995م: ج2، ص242). ظاهر عرفي شرط اين است که از تاريخ مطالبه بايع نبايد مماطله و تأخير کند. نه اينکه بدون مطالبه بايع در پرداخت آن تعجيل نمايد (همان).

راوندي در <فقه القرآن> از فحوي آيه شريفه: <و ان کان ذوعسرة فنظرة الي ميسره> (بقره،280) چنين استنباط نموده كه در صورت مطالبة دائن، دين حال لازم‌التأديه مي‌شود. يعني از آنجا كه اعسار مديون ، حتي اگر دائن مطالبه كند؛ موجب مي‏شود كه مديون الزام به پرداخت نشود. بنابراين اگر مديون معسر نباشد، دين لازم­التاديه مي‌­شود (ر.ك. مرواريد، 1990م: ص23).

يکي ديگر از فقهاء دين حال را در صورت مطالبة دائن و نبودن عذري از اعسار يا غيبت مديون لازم‌الوفاء دانسته‌اند (همان، ص30).

ابن ادريس نيز معتقد است: <اگر دين حال باشد در صورت مطالبه دائن في‌الحال لازم‌التأديه مي‌شود و بعد از مطالبه تأخير در پرداخت در صورت قدرت بر پرداخت جايز نمي‌باشد> (همان، ص35).

شيخ انصاري در باب بيع نقد و بيع نسيه مي­نويسد: <اطلاق عقد اقتضاء نقد بودن دارد. پس چنانچه بايع ثمن را مطالبه کند، مشتري بايد از عهدة پرداخت ثمن برآيد. منظور از مطالبه در صورت استحقاق اين است که بايع مبيع را تسليم نموده يا امکان تصرف مشتري را در آن فراهم کرده باشد... اگر در بيع تعجيل در پرداخت ثمن شرط شده باشد، طبق نظر مشهور به منزلة تأکيد بر مقتضي اطلاق عقد است؛ زيرا ظاهر عرفي شرط بر اين معنا است که از تاريخ مطالبه، بايع نبايد مماطله و تأخير کند. نه اينکه بدون مطالبه بايع در پرداخت آن تعجيل نمايد> (شيخ انصاري، 1995م: ج2، ص242). بنابر آراء فوق دين چه حال باشد و چه حال شده باشد؛ بدون مطالبه دائن لازم التاديه نمي‏شود.

اما ظاهراً صاحب جواهر ديدگاه ديگري دارد. ايشان عقيده دارند: <اولاً تعجيل به معني تأکيد بر حال بودن نيست؛ زيرا اطلاق، استحقاق مطالبه در هر حال را دارد. همانطور که مقتضي حال شدن در هر ديني همين است. اما وجوب پرداخت بر اساس مطالبه است. در اين صورت شرط تعجيل به معني وجوب پرداخت بدون مطالبه است که مقتضاي عقد نيست، بلکه امر ديگري است> (نجفي، بي­تا: ج23، ص 114). حلول دين مؤجل نيز از نظر ايشان به تنهائي موجب لازم التاديه شدن دين نيست بلكه در صورت حلول اجل و مطالبه دائن لازم‌التأديه مي‌شود ( همان، ص 26).

برخلاف نظر مشهور برخي از فقهاي معاصر معتقدند شرط تعجيل، همان نتيجه اطلاق را دارد و براي لازم التاديه شدن دين، ضرورتي به مطالبه توسط دائن وجود ندارد. <اطلاق عقد اقتضاء تعجيل دارد... مشغوليت ذمه اقتضاء انجام افراغ ذمه دارد، خواه مطالبه شده، خواه نشده باشد. بلکه اگر با قرائن خارجي جواز تأخير اداء شرط شده باشد و مالک به آن رضايت داده باشد، تکليف به اداء فوري نيست. لذا شرط تعجيل، تأکيد است بر اطلاق نه تأسيس... بلکه اگر اقتضاء عرف تأخير باشد، شرط تعجيل فايده دارد> (خوئي، 1992م: ج7، ص490).

البته اختلاف ديدگاه بين فقهاء در مورد نقش مطالبه در لازم‏التاديه شدن دين از جهت ضرورت يا عدم ضرورت مطالبه راجع به ثمن کلي است. اين اختلاف ممکن است به تفاوت برداشت از عبارات مطلق طرفين بر‏گردد. اختلاف در اين مورد اختلاف در امري موضوعي است. در اين موارد چاره‏اي جز مراجعه به عرف براي درک مدلول اطلاق الفاظ طرفين نيست (م224 ق.م.).

ممکن است مرجع اختلاف به مقتضاي اطلاق عقد بيع برگردد. در واقع اختلاف در اين مورد درخصوص امري حکمي است، يعني به مدلول عقد مطلق يا به عبارت ديگر به آثار بيع مطلق برمي‏گردد. به نظر مي‏رسد فقهاء به عنوان امري حکمي در آن اختلاف نموده‏اند.

بايد توجه داشت، ويژگي عقد معوض اين است كه حتي تسليم عوضين پس از عقد متقابل بوده و علي القاعده بدون تاخير است. بنابراين بايد بين موردي كه دين به عنوان يک <عوض قراردادي> مانند ثمن کلي در عقد بيع که بناي عرفي بر تاديه بدون تاخير است و بين موردي كه دين ناشي از عقودي مثل قرض است که بناي طرفين بر تاديه فوري بلافاصله بعد از قرض نيست، قائل به تفکيک بود.

همچنين بايد روشن شود که مهريه کلي به کدام دسته از ديون فوق تعلق دارد؟ مطابق موازين اطلاق مهر نيز مانند اطلاق بيع كه دلالت برحال بودن ثمن دارد، دلالت بر حال بودن مهريه دارد. به نظر مي‏رسد در مورد مهريه فقط آنجا که <عندالمطالبه> تعيين مي‏شود، بناي طرفين بر تحقق يافتن مهريه هنگام توافق بر مهراز يک طرف و تأخير لازم­التاديه شدن آن يعني موكول كردن آن به مطالبه از طرف ديگراست.

2 ‍ـ 4) قانون

ظاهراً مادة 522 ق.آ.د.م. مصوب 1379 لازم التاديه شدن دين حال يا حال شده را به مطالبه دائن موكول نموده و بر ضرورت اثبات مطالبه توسط دائن تاكيد شده است. لذا براي ثبوت خسارت تاخيرعلاوه بر حلول دين و تمکن مالي مديون و عدم پرداخت وي، بايد پرداخت دين نيز توسط دائن مطالبه شده و اين امر نزد مرجع قضايي اثبات شده باشد.

بنابراين اگر دائن علاوه بر اثبات عناصر دين، مطالبه را به اثبات نرساند، به پرداخت خسارت تأخير تأديه محكوم نمي‏شود. براي بررسي نقش مطالبه در ثبوت خسارت تأخير تأديه بايد به عناصر مسئوليت مدني ناشي از تأخير در پرداخت عنايت نمود (ر.ك. كاتوزيان، 1376: ج4، ص147).

يكي از عناصري كه بايد توسط طلبكار به اثبات برسد، وجود دين لازم‏التاديه است. مسلماً تا چنين الزامي ثابت نشود، بحث از تاخير در آن بي­معني است. ماده 226 ق.م. مقرر داشته: <...اگر براي ايفاء تعهد مدتي مقرر نبوده، طرف وقتي مي‏تواند ادعاي خسارت كند كه اختيار موقع انجام تعهد با او بوده و ثابت نمايد كه انجام تعهد را مطالبه كرده است>. بنابراين <اگر زني بخواهد از بابت تاخير در پرداخت مهريه كه عندالمطالبه بر عهده شوهر قرار گرفته است، خسارت بگيرد، بايد آن را مطالبه كند> (كاتوزيان، 1376: ج 4، ص155، ش763).

ماده 226 ق.م. مقرر داشته: <...اگر براي ايفاء تعهد مدتي مقرر نبوده، طرف وقتي مي‏تواند ادعاي خسارت كند كه اختيار موقع انجام تعهد با او بوده و ثابت نمايد كه انجام تعهد را مطالبه كرده است>. حكم اين ماده ناظر به موردي مي‏باشد كه براي ايفاء تعهد زمان خاصي تعيين نشده و زمان انجام تعهد به اختيار متعهدله باشد. گرچه تعهد از قبل موجود بوده و تحقق يافته است.اما بواسطه مطالبه لازم‏ التاديه مي‏شود. بنابراين تاريخ مطالبه اين گونه تعهدات؛ تاريخ <لازم التاديه> شدن آن است.

5) عندالاستطاعه مانع اجراي مهريه

مادة 2 قانون نحوة اجراي محکوميت‌هاي مالي مصوب1377، در واقع ناظر به محكوميت­هاي مالي است كه طبيعتاً شامل اجرائيه­هاي صادره توسط محاكم است. لذا اين ضمانت اجراء (درخواست بازداشت مديون) بر موارد اجراي مهريه از طريق دواير اجراي ثبت اعمال نمي‏شود.

به موجب تبصره دوم ماده 4 آئين نامه اسناد رسمي لازم الاجراء <ورقه اجرائيه را فقط براي موضوعاتي مي‏توان صادر نمود كه در سند منجزا قيد شده باشد>. بنابراين نسبت به مهريه عندالمطالبه امكان صدور اجرائيه وجود دارد. اما نسبت به مهريه عندالاستطاعه از آنجا كه تعهد موضوع آن منجز نيست و مشروط به استطاعت است، صدور اجرائيه با اشكال مواجه مي­شود.

عدم امكان صدور اجرائيه و وصول مهريه از طريق اجراي ثبت، محدوديتي ناموجه براي زن ايجاد مي‏كند كه ناشي از سياست اعمال شده توسط سازمان ثبت و هدايت زوجين به سوي انتخاب راه حل شرط عندالاستطاعه است.

6) نتايج

1 ‍ـ 6) شرط مهريه عندالاستطاعه و عندالمطالبه

1 ‍ـ 1 ‍ـ 6) بار اثبات مطالبه در دين عندالمطالبه و بار اثبات استطاعت در دين عندالاستطاعه با زوجه است. همچنين بار اثبات اعسار از پرداخت در مهريه عندالمطالبه با زوج و در مهريه عند الاستطاعه با زوجه است. عمده تأثير تعيين مهريه عندالمطالبه و عندالاستطاعه در همين، بار اثبات است.

2 ‍ـ 1 ‍ـ 6) در صورت تقاضاي زوجه اموال در دسترس زوج توقيف مي‌گردد؛ زيرا داشتن مال براي زوج دليل استطاعت زوج به نحو كلي يا جزئي است. بنابراين شرط استطاعت ثابت مي­شود. در مورد مهريه عندالمطالبه که مطالبه زوجه شرط لازم‌التأديه شدن آن مي­شود، درصورتي كه زوجه قبلا مطالبه ننموده باشد، تقاضاي توقيف مال در دسترس از سوي زوجه عنصر مطالبه را محقق مي‌سازد.

3 ‍ـ 1 ‍ـ 6) امکان اجراي مادة (2) قانون نحوة اجراي محکوميت‌هاي مالي و بازداشت زوج مديون بر اساس درخواست زوجه در مورد مهريه عندالاستطاعه عملاً محقق نمي‌گردد. زيرا مطابق اين ماده جواز بازداشت زوج در صورتي محقق مي­شود که ثابت شود، علي‌رغم استطاعت و مطالبة زوجه، زوج از پرداخت امتناع مي‌کند.

در واقع استطاعت از طريق معرفي اموال زوج، ثابت مي‌شود. در اين صورت مطابق مادة 2 قانون نحوة اجراي محکوميت‌هاي مالي امکان درخواست بازداشت زوج مديون وجود ندارد؛ زيرا اين ماده شرط درخواست بازداشت زوج را عدم دسترسي به اموال محکوم‌عليه مقرر نموده است، در اين ماده آمده: <... چنانچه مالي از او در دسترس باشد آن را ضبط و به ميزان محکوميت از مال ضبط شده استيفاء مي‌نمايد و در غير اين صورت بنا به تقاضاي محکوم‌له، ممتنع را در صورتي که معسر نباشد تا زمان تأديه حبس خواهد کرد>.

اما در مورد مهريه عندالمطالبه در ماده 2 آمده: <همانند دين حال يا دين مؤجل حال شده در صورت پيدا شدن اموال در دسترس زوج از محل آن استيفاء دين مي‎شود و در غير اين صورت بنا به تقاضاي زوجه، زوج مديون چنانچه معسر نباشد تا استيفاء مهريه بازداشت مي‌شود>. بنابراين اثبات اعسار مي­تواند مانع بازداشت زوج گردد.

4 ‍ـ 1 ‍ـ 6) در مادة 522 ق.آ.د.م. 1379، بر اثبات مطالبه توسط دائن تاكيد شده است. لذا در صورتي خسارت تأخير تأديه بر اساس تغيير شاخص قيمت زمان پرداخت نسبت به زمان مطالبه دين محاسبه شده، ملاک خواهد بود که علاوه بر تمکن مالي مديون و عدم پرداخت وي، پرداخت دين نيز توسط دائن مطالبه شود و اين امر نزد مرجع قضايي اثبات شده گردد.

اعمال تغيير شاخص قيمت‌ها در اين مورد راهي براي جبران خسارت تأخير تأديه ديون نقدي است، اما براي اعمال تبصرة ماده 1082 ق.م. به منظور اعمال شاخص تغيير قيمت‌ها و محاسبه مهريه به نرخ روز، شرطي مقرر نشده است. بنابراين چه زوجه مهريه را مطالبه کند و چه مطالبه نکند و خواه مهريه عندالمطالبه يا عندالاستطاعه و خواه حال و لازم‌التأديه باشد، مطابق اين تبصره عمل مـي­شود و تغيير شاخص قيـمت‌ها ملاک ارزيابي ارزش واقـعي مـهريه خواهد بود.

در مورد مهريه، قانونگذار اعمال تغييرات شاخص قيمت‌ها را در مقام نحوة ارزيابي خسارت به منظور جبران خسارت ناشي از تأخير تأديه بکار نگرفته است تا مقدمات احراز استحقاق زوجه به جبران خسارت تأخير تأديه لحاظ قرار شود. بلکه اعمال اين شاخص به منظور احراز ارزش واقعي دين نقدي ناشي از مهريه است. با اعمال اين تبصره در واقع قدرت خريد معادل مبلغ اسمي مهريه در زمان تحقق مهريه محاسبه شده و ملاک خواهد بود.

بر اساس مادة 2 قانون نحوة اجراي محکوميت‌هاي مالي1377، در واقع پرداخت دين فعليت‌ يافته، توسط دادگاه نيز بر مديون تحميل مي‌شود. يعني الزام قانوني، تبديل به الزام قضايي مي­شود. در اين مورد نيز اثبات اعسار مکانيزم اجراي اين ماده را متوقّف مي‌کند و محکوم‌عليه بازداشت نمي‌شود. ذيل اين ماده مقرر داشته: <... در غير اين صورت بنا به تقاضاي محکوم‌له، ممتنع را در صورتي که معسر نباشد، تا زمان تأديه حبس خواهد کرد>. سه نکته مهم در اين عبارت وجود دارد:

الف): شرط اعمال اين ماده <عدم اعسار> مديون است. بنابراين هيچ مجوزي براي ادامة بازداشت معسر وجود ندارد.

دوم): مطابق با ظاهر ماده <مديون> محکوم‌عليه <ممتنع> خوانده شده است، مفهوم ممتنع بطور تلويحي حکايت از اين دارد که محکوم‌عليه قادر به پرداخت دين است، ولي امتناع مي‌کند.

سوم): در مادة 2 قانون نحوة اجراي محکوميت‌هاي مالي استطاعت مديون در پرداخت مفروض گرفته شده است، البته امکان اثبات عکس آن (اعسار) وجود دارد. يعني جاي مدعي و مدعي‌عليه در اين مورد از قبل روشن شده است. البته اگر اين نکته در قانون روشن نمي‌گرديد مکانيزم اين ماده تا حد زيادي فلج مي‌شد.

بنابراين قراردادن مهريه به صورت عندالاستطاعه به طور كامل زوجه را از فوايد اين قانون محروم مي‏كند. يعني فرض مورد اشاره را برعكس مي‏نمايد. آن هم در حالي كه ساير ديون همچنان در پناه فرض مذكور از حمايت اين قانون برخوردارند.

زن بايد به منظور اثبات استطاعت مرد، وجود مال را براي زوج ثابت ‌كند. البته در صورت اثبات اين امر محکوم‌به از محل آن اخذ شده و طبق تصريح قانونگذار نوبت به بازداشت مرد نمي‌رسد. تنها يک فرض براي اعمال بازداشت زوج موجود است و آن هم در صورتي که مرد اموالي را که دارد، مخفي کرده باشد. يعني ثابت شود مال داشته و از دسترس براي اجراي حکم دور نموده‏ است.

بديهي است تمايز مهريه نسبت به ساير ديون اگر موجب برتري و تقدم آن بر ساير ديون زوج نباشد (در پيشينه فقهي حقوقي) به هيچ وجه نبايد منجر به كاهش ضمانت اجرا نسبت به دين عادي باشد يا به اثبات استطاعت زوج موكول شود. محروم نمودن زن از حداقل حمايت قانوني بسيار نامطلوب است، زيرا حداقل مهريه از ساير ديون كمتر نيست.

رويكرد اين دستورالعمل بر خلاف جهت روح قوانيني است كه براي طلب زن بابت مهريه حق تقدم پيش­بيني كرده است. بند 3 ماده 148 قانون اجراي احكام مدني مصوب 1356 براي مهريه زن تا سقف دويست هزار ريال حق تقدم بر ديون معمولي پيش­بيني كرده است.

براساس ماده 58 قانون اداره تصفيه امور ورشكستگي مصوب 1318 طلب زن تا ميزان ده هزار ريال بابت مهريه، مشروط به اينكه ازدواج اقلاً 5 سال قبل از تاريخ توقف باشد، از ديون ممتاز شمرده مي­شود.

مطالبات مذكور گرچه از نظر مبلغ ناچيز و در حال حاضر با توجه به تورم اين حق تقدم فايده عملي ندارد؛ ولي بيانگر جهت­گيري قانون در ترجيح دين ناشي از مهريه بر ساير ديون عادي است كه رويكرد دستورالعمل سازمان ثبت بر خلاف آن است.

2 ‍ـ 6) قسيم بودن مهريه عندالمطالبه يا عندالاستطاعه

1 ‍ـ 2 ‍ـ 6) از قسـيم قرار دادن عندالـمطالبه و عندالاسـتطاعه مـهريه در دسـتورالعـمل سـازمان ثـبت اين نتـيجه غيـرمـنطقي گرفته مي‌شـود که مـهريه عـندالمطالبه ديگر عندالاستطاعه نيست و زوج مکلّف به تأديه است، حتي اگر توان پرداخت نداشته و معسر باشد!

ممكن است به اين برداشت مبني بر غير منطقي بودن قسيم يكديگر قرار دادن مهريه عندالمطالبه و عندالاستطاعه، اين اشكال وارد شود كه اين دو قسيم هم هستند همانطور كه دين به دين حال و دين موجل تقسيم مي‏شود. بنابراين دين موجل پس از حلول اجل، به دين حال تبديل مي­شود. اگر همين مسأله در مهريه باشد، مهريه عندالاستطاعه و عندالمطالبه نيز قسيم هم هستند. در مهريه هم وقتي استطاعت محقق مي­شود، مهريه عندالمطالبه مي­گردد.

پاسخ اين است كه مقايسه موضوع با تقسيم دين به موجل و حال، قياس مع‎الفارق است. تمام فقها دين را به موجل و حال تقسيم کرده­اند و اصولاً ماهيت دين از اين دو حالت خارج نيست. اما مهريه يا دين را نمي‏توان به دو قسم عندالمطالبه و عندالاستطاعه تقسيم نمود. زيرا قسيم هم قرار دادن دو امر به اين معني است كه بين آنها تباين كلي وجود دارد و در آن واحد قابل جمع نيستند. تفاوت اين دو موضوع کاملاً روشن است. دين نمي­تواند هم­زمان هم عنوان موجل و هم عنوان حال داشته باشد. زيرا بين آنها تباين كلي وجود دارد. ولي مهريه مي‎تواند عنوان عندالاستطاعه و عنوان عندالمطالبه را هم­زمان داشته باشد که به نظر مي­رسد خواه و ناخواه اين دو عنوان قابل جمع هستند.

در بخشنامه ثبت از حيث تئوريک اين دو قسيم هم قرار نگرفته­اند. بلکه به زوجين اختيار داده شده يکي را انتخاب کنند. هر کجا فردي در برابر دو گزينه براي انتخاب قرار مي­گيرد، مفهوم اين است که انتخاب يکي به معناي عدم انتخاب ديگري است. در حالي كه از جهت مقامي كه زوجين در آن قرار دارند، يعني ناگزيرند يكي را انتخاب كنند، اين تصور براي آنها بوجود مي­آيد كه امكان جمع بين دو شرط منطقاً وجود ندارد و نمي‏توان مهريه را به صورت <عندالاستطاعه و عندالمطالبه> قرار داد. اين همان چيزي است که بيان شد. البته در حد <يک نتيجه غيرمنطقي که امکان استنباطش وجود دارد>. بنابراين لااقل احتمال اين استنباط را نمي­توان نفي نمود. زيرا نمي­توان از انتخاب فرد از ميان دو گزينه در برابر هم، انتخاب هر دو را جايز دانست.

البته در بخشنامه ثبت چنين آمده: گزينه الف: مهريه عندالاستطاعه و عندالمطالبه است. و گزينه ب: مهريه عندالمطالبه است. لذا اشكال فوق وارد است. در اين صورت اگر مطالبه قبل از استطاعت صورت گيرد و استطاعت پس از آن محقق شود، مطالبه قبلي بي­اثر است؛ زيرا دين پيش از تحقق استطاعت عندالمطالبه نبوده است و با تحقق استطاعت عندالمطالبه شده است.

اما بايد اذعان نمود كه از قسيم يكديگر قرار دادن اين دو شرط چنين استنباط مي‏شود كه مهريه عندالمطالبه ديگر عندالاستطاعه نيست و زوج مکلّف به تأديه است حتي اگر توان پرداخت نداشته باشد و معسر باشد! لذا شرط عندالمطالبه بودن مهريه نيز غيرمعقول و غيرقابل درک به نظر مي‏آيد.

چگونه مي‌توان کسي را به کاري ملزم دانست که نمي‌تواند آن را انجام دهد؟ تکليف مالايطاق و فراتر از وسع نه تنها عقلاً قبيح است، بلکه محال مي­باشد. چگونه مي‌توان امري را که امکان وقوعي نداشته باشد از کسي مطالبه کرد؟ با اين تفسير اثبات اعسار زوج هم تأثيري در جلوگيري از بازداشت وي ندارد که تاکنون کسي از چنين عقيده‌اي دفاع نكرده و با منطق ذيل مادة 2 فوق‌الذکر نيز منافات دارد.

تکليف مالايطاق نه تنها با بديهيات شرع و قانون مخالف است، بلکه ناقض حقوق بشر نيز مي‌باشد. بنابراين <عندالاستطاعه بودن> قيد ذاتي تمامي ديون از جمله دين ناشي از مهريه است. اصولاً پذيرش تعهد با اين قيد که اگر غيرمقدور هم باشد، لازم‌الوفاء است باطل مي­باشد. نتيجه اينکه اين دو گزينه در دستورالعمل سازمان ثبت در برابر هم قرار داده شده‌اند، ظاهراً امري نامعقول است.

2 ‍ـ 2 ‍ـ 6) نتيجة ديگر اين که دين عندالاستطاعه نيازي به مطالبه ندارد و به محض استطاعت زوج لازم‌التأديه مي‏شود. خواه زوجه مطالبه کند و خواه مطالبه ننمايد. يعني چنانچه زوج جزئاً يا کلاً استطاعت پيدا کند، مکلّف مي­شود مهريه را به زوجه جزئاً يا کلاً تسليم نمايد و اين امر نيازي به مطالبه زوجه ندارد.

در اين فرض زوج به محض اينکه مالي زائد بر مخارج زندگي تملّک نمايد، مکلّف است براي پرداخت مهريه زن استفاده نمايد؛ زوجه نيز مي‌تواند پرداخت مهريه را از محل آن مال مطالبه کند. البته در نتيجه اين تفسير تأثير مطالبه زوجه و عدم مطالبه توسط وي يکسان است و مطالبه زوجه تأکيدي بر مقتضاي تحقق شرط عندالاستطاعه است. بنابراين از جهت تكليفي كه براي زوج ايجاد مي‏شود، نوعي برتري عملي براي زوجه بوجود مي‏آيد؛ البته اين تنها موردي است كه در اين دستورالعمل ممكن است به شكل ضعيفي براي زنان نفعي داشته باشد.

3 ‍ـ 6) نتايج اجتماعي دستورالعمل سازمان ثبت

حال سئوال اين است كه اگر مهريه به صورت عندالاستطاعه تعيين شده باشد، آيا زوج­هاي ايراني اقدام به تمليك اموال مازاد بر مخارج زندگي به زوجه خواهند نمود؟ به نظر مي‏رسد فرهنگ حاكم بر خانواده­هاي ايراني با چنين رويكردي هماهنگي ندارد، بلكه در عمل فراوان ديده مي­شود كه اموال شخصي زوجه نيز در خانواده هزينه مي‏‏شود.

به نظر مي‏رسد اجراي اين دستورالعمل بيش از آنكه تأثير مثبتي بر روند انصاف و عدالت در حقوق خانواده بگذارد به كاهش آمار زندانيان كمك خواهد نمود. البته كاهش آمار زندانيان غير مجرم في نفسه مطلوب است. اما تحقق اين هدف مقدس نبايد به عدم توازن در حقوق و تكاليف زوج و زوجه منجر شود.

اگر قانونگذار <ماده 2 قانون نحوه اجراي محكوميت­هاي مالي> را در مورد دين ناشي از مهريه غيرقابل اعمال اعلام كند، بهتر از اين است كه با جهت­گيري خاص و با انتساب راه حل عندالاستطاعه بودن مهريه به اراده طرفين عملاً حق مطالبه مهريه توسط زوجه را محدود نموده و مطالبه مهريه را منوط به اثبات استطاعت زوج نمايد. به عبارت ديگر انتخاب راه حل عندالاستطاعه نه تنها زمينه استفاده از بازداشت زوج را به عنوان اهرم فشار از بين مي‏برد، بلكه از نظر حقوقي نيز پيشرفت دعوي زوجه را با مشكل مواجه مي‏نمايد.

ممكن است ادعا شود چيزي بر اراده طرفين تحميل نشده و اين راه حل مبتني بر حق انتخاب طرفين در عقد نكاح است؟ پاسخ اين ادعا در هدف اين دستورالعمل نهفته است كه اگر چنين باشد اين دستورالعمل در تحقق اهداف خود ناموفق مي­شود و اگر چنين باشد چه ضرورتي براي تنظيم و ابلاغ اين دستورالعمل وجود دارد؟

با توجه به اينكه مهريه مورد توافق، در برابر <بضع> قرار مي‏گيرد كه معمولاً بايد هنگام مطالبه پرداخت شود، عندالاستطاعه قراردادن آن با عنايت به مشكلات اثبات استطاعت زوج، وصول آن را مشكل‏تر كرده و موجب به هم خوردن اين توازن و به ضرر زوجه مي‏‏گردد. لذا سياست قوه قضائيه نبايد موجب تسهيل اين امر شود. چرا بايد سازمان ثبت با هدف مقدس كاهش آمار زندانيان غير مجرم به گونه‏اي عمل كند كه زوجه از نظر حقوقي در وضعيت ضعيف­تري قرار گيرد و احتمال اضرار از طرف زوج افزايش يابد؟ حقيقت اين است كه در نتيجه اجراي دستورالعمل، زمينه اجرا نامناسب حق براي زوجه گسترش پيدا مي‏كند.

7)پيشنهاد

از آنجا كه درج شرط عندالاستطاعه از جهت اعتبار مورد ترديد است. يعني از اين جهت كه تأجيل به اجل نامعلوم بوده و در نتيجه، باطل و مبطل مي­باشد يا اينكه عندالاستطاعه به معني اطلاق از حيث اجل و اعطاي مهلت در پرداخت بوده و در نتيجه صحيح باشد، محل تأمل است. اين وضعيت مبهم از يك سو احتمالاً موجب تهافت آراء دادگاه­ها و در نتيجه تزلزل در روابط زوجين خواهد شد. زيرا در صورت بطلان مهريه، مهرالمثل جايگزين آن خواهد شد كه معمولاً مورد پذيرش زوجين نيست و مشكلات ارزيابي آن نيز بسيار است، از سوي ديگر از نظر حقوقي نيز زنان در وضعيت بدتري قرار مي­گيرند و احتمال اضرار از طرف زوج افزايش مي­يابد. بنابراين پيشنهاد مي‏شود:


مهريه نوعي هديه از سوي مرد به زن است . امروزه روان شناسان دادن بدان باورند که هديه از سوي مرد به زن ، در ايجاد انرژي عاطفي و تقويت عشق و بسيار مفيد و مؤثر مي باشد.
 



  اقسام مهريه

1) مهر المسمي: مهريه اي است که در زمان عقد با توافق طرفين انجام مي شود.

2) مهر المثل: هرگاه در زمان عقد مهر المسمي تعيين نشده باشد، و بعدها با توافق هم يا با توافق دادگاه مهر المسمي تعيين شود به آن مهر المثل مي گويند .

3) مهر المتعه: مهري که مرد به زن بر اساس وضعيت فقر و غناي خود مي دهد.

جوانان بايد مهريه اي را تعيين کنند که متناسب با توانايي مالي آنها باشد. مهريه به نرخ روز است. قانونگذار و ساختار حقوقي جامعه ما، براي همگام بودن با تحولات اقتصادي و اجتماعي جامعه، مسأله مهريه را به نرخ روز مطرح کرده است. کليه مهريه اي که از سوي مرد به زن پرداخت مي شود بايد مطابق با شاخص هاي بانک مرکزي و نرخ تورم محاسبه وسپس به زن پرداخت شود.
مقام تشريع، مؤخر بر مقام تکويني است. مهريه وابسته به طبيعت مهر پذيري زن است که خداوند به طور طبيعي آن را در وجود زن به وديعه گذاشته و شارع مقدس در قوانين خود آورده است، اما در کشورهاي غربي حق و حقوق زن صورت ديگري دارد و مهريه معين نمي شود .
اگر مردي مهريه همسر خود را پرداخت نکند، دادگاه پس از مراجعه زن براي طلاق ،او را محکوم به پرداخت مهريه مي کند. البته در صورت عدم توانايي مالي ،مرد دادخواست اعسار از زندان مي دهد. اگر دادگاه اعسارش را پذيرفت مهريه را تقسيم مي کند و از زندان آزاد مي شود، اما اگر با داشتن توانايي مالي، مهريه را نپردازد بايد تا روز پرداخت مهريه در زندان بماند.
 



  شرايط مهريه:

1) ماليت داشتن:
مرد نمي تواند بگويد تمام هواي تهران را مهريه قرار مي دهم.

2) قابل تملک باشد:
مرد نمي تواند ميدان آزادي را مهريه همسرش قرار بدهد، زيرا جزو اماکن عمومي است.

3)معين باشد:
يعني مجهول نباشد؛ يعني نمي تواند فلان جواهري را که در ته اقيانوس آرام است ، مهريه قرار دهد.
 



  چيزهايي که مي توانند به عنوان مهر قرار بگيرند عبارتند از :

1) عين باشد مثل باغ
2) دين باشد مثل چک، سفته، برات
3) منفعت باشد مانند منفعت باغ
4) انجام کار مثل ساختمان خانه
5) آموزش باشد مثل آموزش قرآن و نقاشي
6) حقوق مالي باشد مثل سر قفلي يا حق تأليف ترجمه ها
بايد توجه نمود که فوت زوج در مهريه تأثير گذار نيست و مهريه از ماترک شوهر ( آنچه به جا گذاشته) برداشته مي شود. چنانچه زن هم بميرد، مهريه ساقط نمي شود. مهريه ارث است و به وراث وي خواهد رسيد.
هنگام فسخ نکاح ،در صورتي که دختر وظايف زناشويي را انجام داده باشد ،مهريه به او تعلق مي گيرد ، اما زماني که فقط عقد شده وهنوز عروسي نکرده باشد، نصف مهريه به او تعلق مي گيرد.
 



  در صورت درخواست طلاق از سوي زن ، آيا اين درخواست براي دريافت مهريه نيز کافي است ؟

اگر مرد متقاضي طلاق باشد در رأي دادگاه، کليه حقوق شرعي و قانوني و عرفي زن لحاظ مي شود، مانند: مهريه، نفقه، نفقه ايام عده و حتي جهيزيه، حضانت فرزندان و اجرت المثل. اما اگر طلاق به خواسته مرد نباشد و زن به جز طلاق ، مهريه خود را نيز مطالبه کند، بايد دادخواست جداگانه اي به دادگاه تقديم کند که تحت عنوان دادخواست مطالبه مهريه از طرف زوجه مي باشد.  



  بنابراین : 


1- تعیین مهریه در عقد نكاح منقطع شرط صحت ولی در نكاح دائم این گونه نیست.
2- در تعیین مهریه واقع نگر باشیم و احتمالات منفی را نیز در نظر بگیریم.
3- بدانیم كه تعیین مهریه بالا، ایمن كننده ازدواج نخواهد بود و تعیین مهریه ناچیز هم توصیه نمی‌شود.
4- مهریه در سند نكاحنامه ذكر می‌شود و به صورت دین برعهده شوهر خواهد بود.
5- زن به مجرد ازدواج حق مطالبه مهریه را خواهد داشت ولی تقدس كانون خانواده و رعایت مصالح و توان مالی طرف قرارداد را نیز باید در نظر گرفت.
6- چنانچه مهریه در نكاحنامه ثبت شده، باشد، می‌توان آن را از طریق اداره اجرای ثبت اسناد و یا محاكم عمومی مطالبه نمود.
7- درصورتی كه مهریه وجه نقد باشد اداره ثبت و یا دادگاه با استفاده از شاخص ارائه شده توسط بانك مركزی نرخ آن را در روز مطالبه محاسبه خواهد كرد.
8- مهریه تا حدی كه رفع جهالت از آن شود باید برای طرفین مشخص باشد.
9- برای تأدیه تمام یا قسمتی از مهریه می‌توان مدت یا اقساطی قرار داد.

شرایط مهریه را مجددا تکرار میشود
1- مالیت داشته باشد.
2- قابل تملك و نقل و انتقال باشد.
3- معلوم و معین باشد.
4- قدرت بر تسلیم و تسلم داشته باشد.

انواع مهر:
مهر المسمی: مهری است كه در عقد نكاح تعیین شده یا تعیین آن به عهده شخص ثالثی گذارده شده است.
مهر المثل: مهری است كه در نكاح مفوضه البضع به حسب شرافت و اوضاع و احوال زوجه به او داده می‌شود. (ماده 1091 ق.م)
مهر السنه: مقدار آن 5/262 مثقال پول نقره مسكوك است.
مهر المتعه: مهری است كه در نكاح مفوضه البضع شوهر به زن مطلقه خود برای تعیین این مهر برخلاف مهرالمثل مهر و از حیث غنا و فقر ملاحظه می‌شود.
* مفوضه البضع: زوجه را در عقد نكاحی كه دائم بوده و مهر ذكر نشده باشد یا شرط عدم مهر شده باشد.
* مفوضه المهر: زوجه را در نكاح دائم (كه تعیین مقدار مهر را به اختیار شوهر یا زوجه یا ثالث گذاشته باشند.)

چند نكته:
- ممكن است مهر حال یا مدت دار باشد، اگر حال باشد زوجه می‌تواند بلافاصله بعد از عقد آن را مطالبه كند و تا وصول آن از تمكین نیز امتناع نماید.
- به مجرد عقد، زن مالك مهر می‌شود و می‌تواند هر نوع تصرفی كه بخواهد در آن بنماید.
- اگر مهریه وجه رایج باشد، متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تأدیه نسبت به سال اجرای عقد كه توسط بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می‌گردد محاسبه و پرداخت خواهد شد مگر این كه زوجین در حال اجرای عقد به نحو دیگری توافق كرده باشند.

مهریه ریالی
به طوری كه قبلاً نیز بیان شده مادة 1082 قانون مدنی مقرر داشته ( به مجرد عقد زن مالك مهر می باشد و می تواند هر نوع تصرفی كه بخواهد در آن بنماید)
در سال 76 تبصره ای به ماده مذكور الحاق شد كه به موجب آن (چنانچه مهریه وجه رایج باشد) متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تادیه نسبت به سال اجرای عقد كه توسط بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می گردد محاسبه و پرداخت خواهد شد مگر این كه زوجین در حین اجرای عقد به نحو دیگری تراضی كرده باشند.
براساس تبصره فوق بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران طبق آئین نامه الحاق یك تبصره به ماده 1082 قانون مدنی مكلف است همه ساله شاخص سال قبل را تا پایان سه ماهه اول هر سال به قوه قضائیه ابلاغ نماید تا قوه قضائیه نیز شاخص مذكور را به واحدهای تابعه جهت اجرا ابلاغ نماید ( واحدهای تابعه : دادگاههای صالحه – سازمان ثبت اسناد و املاك كشور)
هرگاه مهریه وجه رایج باشد هریك از زوجین می تواند در خواست نماید تا میزان مهریه بر اساس شاخص بانك مركزی محاسبه و پرداخت گردد نحوه محاسبه مهریه وجه رایج عبارت از متوسط شاخص بها در سال قبل تقسیم بر متوسط شاخص بها در سال وقوع عقد ضربدر مهریه مندرج در عقد نامه .


محاسبه مهریه به شرح فوق در صورتی كه زوجه برای وصول مهریه خود از طریق دفتر ازدواج و اداره ثبت اسناد محل اقدام نماید مرجع صالح برای محاسبه مهریه وجه رایج اداره ثبت اسناد می باشد و چنانچه از طریق دادگاه صالحه برای وصول اقدام گردد مرجع صالح برای محاسبه مهریه وجه رایج دادگاه صلاحیت دار خواهد بود.

ولادت مولای متقیان برعموم مسلمین مبارک

                                                                            میلاد با سعادت

                                       مولود کعبه مولی الموحدین ،امیرالمومنین، امام علی (ع)

                        محضر امام عصر و الزمان، امام الانس و الجان

                  حجت ابن الحسن العسکری حضرت مهدی عجل الله تعالی

                                            فرج و تمام عاشقان حضرت تبریک وتهنیت باد.

برخیز که قدسیان جوابت بدهند

وز کوثر معرفت شرابت بدهند

چون ماه رجب باشدو اعیاد علی

کعبه مانند صدف در دل خود گوهر داشت

گوهری زینت هستی چونان حیدر داشت

یک پیاله ز می اش مست کند عــــالم را

آنکــه اندر قدحش باده ای از کوثر داشت

چگونگی  اجرای وصیتنامه تملیکی

در این بحران حق التحریر  که آقای ریئس سازمان متبوعه آب سردی به دستان مبارک دوست ریخت و انتظارات بیجای ؟؟؟؟؟؟؟  دوستان را  در ریشه خشکاند و همگان را در حیرت و ....... دهنمون را هاج و واج وباز گذارد و فرصت مطالعات دوستان را سست و ریشه کن کرد ....... مع الوصف حق التحریر دوستان مرده خودمان که نمرده ایم

و اگر دوستان علاقه مند باشند به این سوال بنده پاسخ محبت فرمایند: 

چنانچه شخصی دو دانگ از ششدانگ ملک خود را بموجب سند وصیت تملیکی به غیر واگذار کند بعد از فوت وی برای قطعیت دادن به مفاد وصیتنامه تکلیف دفتر خانه تنظیم کننده سند و مسئولین دفتر املاک ونیز موصی له چگونه خواهد بود ؟

یا علی منتظر نظرات دوستان هستم  

آئین نامه اجرائی ماده 29 قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی

آئین نامه اجرائی ماده 29 قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی

ماده 1: نقل و انتقال و تغییر مالکیت وسایل نقلیه به موجب سند رسمی تنظیم در دفاتر اسناد رسمی صورت میگیرد.دفاتر اسناد رسمی مکلفند قبل از تنظیم سند انتقال، گواهی اداره راهنمائی و رانندگی مبنی بر تعویض پلاک را اخذ و با رعایت  ماده 29 قانون تخلفات رانندگی و این آئین نامه وسایر مقررات جاری مبادرت به تنظیم و ثبت سند نمایند.

ماده 2-مالک وسیله نقلیه و یا وکیل رسمی وی مکلف است به منظور بررسی اصالت وسیله نقلیه ،هویت مالک و پرداخت جرائم و دیون معوقه ناشی از تخلفات رانندگی خودرو و تعویض پلاک به نام خریدار به ادارات راهنمائی و رانندگی و یا مراکز تعیین شده از سوی راهنمائی و رانندگی مراجعه نماید.

ماده 3-اداره راهنمائی و رانندگی و یا مراکز تعیین شده مکلفند پس از تعویض پلاک به نام خریدار، گواهی لازم حاوی مشخصات کامل وسیله نقلیه را صادر و متعاملین را جهت تنظیم سند رسمی انتقال  به دفتر  اسناد رسمی هدایت نمایند گواهی صادره دلیل مالکیت خریدار نمیباشد و از تاریخ صدور به مدت 2 ماه معتبر بوده و درصورت عدم تنظیم سند رسمی، فروشنده یا وکیل رسمی وی مکلف است جهت تمدید مدت اعتبار گواهی فوق الذکر به یکی از مراکز تعویض پلاک مراجعه نماید.

تبصره1: راهنمائی و رانندگی باید در شناسنامه های خودرو  برای درج شماره سند تنظیمی انتقال و نام فروشنده آن ونیز انعکاس موضوع رهن  ویا شروط ضمن العقد و شرط خیار محلی را اختصاص دهد

تبصره 2: تحویل و ارسال کارت خودرو از سوی راهنمایی و رانندگی یا مراکز مجاز به آدرس خریدار قبل از  گواهی تنظیم سند در دفتر اسناد رسمی که به وسیله پست سفارشی یا رایانه ای به سیستم راهنمایی و رانندگی منعکس میشود ممنوع خواهد بود.

تبصره3: در صورتیکه زمان انقضای مدت اعتبار کمتراز 10 روز باشد با قبول مسئولیت منتقل الیه و ذکر مراتب در سند تنظیمی نیازی به اعاده گواهی به مراکز تعویض پلاک نخواهد بود .

تبصره4: چنانچه بنا به دلایل قانونی تنظیم سند انتقال رسمی  امکان پذیر نباشد با گواهی دفتر اسناد رسمی – راهنمائی و رانندگی یا مراکز مجاز موظفند نسبه به فک پلاک جدید و اعاده و نصب پلاک قبلی فروشنده اقدام و عملیات تعویض پلاک را کان لم یکن نمایند

 

ماده 4- فک و تعویض پلاک منوط به ارائه مدارک زیر است :

الف: مدارک هویت (شناسنامه و کارت ملی متعاملین و درصورت مراجعه وکیل ،وکالتنامه رسمی تنظیمی در دفاتر اسناد رسمی و یا کنسولگری های جمهوری اسلامی ایران)

ب : مداک مالکیت ( سند کمپانی - سند مالکیت رسمی  تنظیمی در دفتر اسناد رسمی – برگ مزایده وسایل نقلیه دولتی)

پ:  مفاصا حساب و یا گواهی عدم خلاف وسایر دیون معوقه وسیله نقلیه ناشی از تخلفات رانندگی وعوارض تاپایان سال قبل

ت: بیمه نامه معتبر شخص ثالث موضوع ماده 19 قانون قانون اصلاح قانون بیمه اجباری مسؤولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی در مقابل شخص ثالث مصوب اردیبهشت 87 مجلس شورای اسلامی

 

 ماده 5- چنانچه تعداد خریداران بیش از یک نفر باشد پلاک با توافق آنان به نام یک نفر صادر و نام بقیه خریداران باید در شناسنامه خودرو درج گردد.در این صورت خریداران مسئولیت تضامنی جهت استفاده وسیله نقلیه خواهند داشت .

تبصره- نقل و انتقالات بین مالکین مشاعی در صورتی که دارنده پلاک تغییر نکند نیاز به گواهی و تائیدیه راهنمائی و رانندگی ندارد و دفاتر اسناد رسمی مکلفند تصویر مصدق سند انتقال مشاعی را جهت ثبت در سوابق  به اداره راهنمایی و رانندگی  یا مراکز مجاز ارسال نمایند

ماده 6- پس از تعویض پلاک و انتقال وسیله نقلیه در دفتر اسناد رسمی، شماره پلاک فک شده به مدت یکسال برای فروشنده در سیستم راهنمایی و رانندگی محفوظ می باشد مگر این که هنگام فک پلاک مالک آن انصراف خود را از استفاده بعدی اعلام نماید. در هرحال زوج پلاک فک شده معدوم میگردد.

ماده 7-هر کس وسیله نقلیه خود را بدون تنظیم سند رسمی و تعویض پلاک منتقل نماید مسئول کلیه تخلفات ارتکابی می باشد.

ماده 8- تنظیم اسناد اجاره و رهن، نیاز به تعویض پلاک ویا مجوز نداشته و پس از تنظیم سند، مراتب توسط دفتر اسناد رسمی ضمن درج در شناسنامه مالکیت به اداره راهنمایی و رانندگی جهت ثبت در سامانه وسوابق  اعلام می گردد.

تبصره 1- راهنمایی و رانندگی و مراکز تعویض پلاک قبل از فک رهن مجاز به تعویض پلاک نمی باشد.

ماده9: تنظیم سند تقسیم نامه واقاله در دفاتر اسناد رسمی نیازی به تعویض پلاک نداشته لیکن راهنمائی و رانندگی مکلف است نسبت به تعویض پلاک و صدور شناسنامه مالکیت بنام ذینفع با رعایت سایر مواد این آئین نامه اقدام نماید.

ماده 10: تعویض پلاک بدون رعایت کامل ماده 4 ممنوع و مستوجب مسئولیت و تخلف انتظامی و اداری است و اقدام کننده مسئول جبران خسارات وارده به اشخاص و دولت خواهد بود 

ماده 11- نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران می تواند با همکاری سازمان ثبت اسناد و املاک کشور با ارایه امکانات لازم در مناطقی که مراکز تعویض پلاک مناسب وجود داشته باشند از سازمان ثبت استقرار دفاتر اسناد رسمی در مراکز تعویض پلاک را درخواست نماید.

ماده 12-تعیین حضور دوره ای دفاتر اسناد رسمی در مراکز تعویض پلاک با توجه به حجم معاملات و امکانات موجود در مراکز طبق لیست و جداول نوبت دهی کانون سردفتران و در استان هایی که کانون سردفتران تشکیل نشده از طریق اداره ثبت اسناد و املاک محل صورت خواهد گرفت و ابلاغ سیار سردفتر توسط اداره کل ثبت استان صادر می گردد

ماده13: در مناطقی که در اجرای این ماده  دفاتر در مراکز تعویض پلاک مستقر میشوند تنظیم سند نقل و انتقال خودرو توسط دفاتر خارج از مراکز موکول به صدور مجوز از ثبت محل خواهد بود .

تبصره: تنظیم اسناد خودروهائی که محل تعویض پلاک و دفترخانه در یک شهر نباشد ونیزاسناد انتقال ارثی وانتقال اجرائی  توسط دفاتر اسنادرسمی بلامانع و شامل این ماده نخواهد بود .

ماده 14-اداره راهنمائی و رانندگی مکلف است به منظور تسریع در امور مراجعین، نسبت به پیش بینی و استقرار واحدهای اجرائیات، اداره آگاهی، شهرداری، ، باجه های بانک، دستگاه کارت خوان بانکی (به منظور پرداخت جرایم و دیون معوق رانندگی و عوارض شهرداری) اقدام نماید و شرکت مخابرات ایران نیز مکلف به ارائه زیرساخت لازم می باشد.

 به نقل ازهمکار ارجمندمون

سردفتر ۳ یزد جناب طباطبائی

مروری بر یک پرونده انتظامی (قسمت دوم )

در نوشته قبلی به اینجا رسیدیم که سندی برای یک ملک بازداشت شده توسط دفترخانه ای تنظیم و اداره ثبت از قضیه باخبر شده و بمنظور صدور کیفر خواست مراتب به مقامات مافوق گزارش شده است و ادامه مطلب :

از طرف دیگر پول بی زبان سردفتر که با هزاران زحمت و مسئولیت و استرس تهیه شده است در اختیار خریدار( وکیل تفویضی ) قراردارد سردفتر برای گرفتن پولش با هزاران مشگل چکی ازشخصی که در واقع شریک خریدار ملک است ا خذ میکند چک اخیر بعلت عدم موجودی برگشت میشود و توسط بانک گواهی  عدم موجودی صادر میشود وتوسط سردفتر پرونده جدیدی باستناد همین گواهی وچک در مرجع تمیز حق طرح میشود و ملک شخصی فرد اخیر توقیف میگردد با این توضیح که معامله انجام شده فیمابین سردفتر و خریدار ملک بازداشتی که موجب تعقیف انتظامی سردفتر را فراهم نموده است  فسخ عملی میشود بدون اینکه در مبایعه نامه تنظیمی اثری گذاشته باشند البته این امر نیز بنا به اصرارو ممانعت  بنگاهدار انجام میگیرد بافرض اینکه احتمالا معامله مجددا جوش بخورد ملک توقیفی مقدم در مقابل شانزده میلیون * و ملک دوم کّ باستناد چک توقیف گردید در مقابل شصت و پنچ میلیون تومان بازداشت گردیده است .

برای حل قضیه * با وساطت دیگران قضیه چک دوم * با تحویل چک و برگشتی مربوطه و با اخذ ۴۵میلیون تومان فیصله میابد * اما بیست میلیون تومان آنان همچنان در اختیار خریدار ملک توقیفی است

با تلاشهای سردفتر چون ظرف ده روز توقیف کننده ملک دادخواست تنظیم نکرده بود ملک توقیفی مورد بحث رفع میگردد .

حال فقط بیست میلیون تومان و پرونده انتظامی در جریان است متذکر میشود در تاریخ بیست و پنج آذر ماه سال ۸۶ از ملک توقیفی مربوط به پرونده انتظامی نیز رفع اثر شده است لیکن رئیس واحد ثبتی اعلام میکند سند تنظیمی باستناد ماده ۵۶ قانون اجرای احکام مدنی باطل است این در حالیست که  معامله تنظیمی متعاقب ارسال خلاصه معامله به ثبت توسط مسئول دفتر املاک وارد دفتر املاک شده است و همگان استحضار داریم ماده ۲۲ قانون ثبت متذکر است همین که ملک در دفتر املاک وارد شد دولت تنها وی را مالک خواهد شناخت و..........

اما رئیس واحد ثبتی وقت اعلام میکند  سندتنظیمی  باستناد ماده ۵۶ قانون اجرای احکام مدنی باطل است و لیکن سردفتر مصر است خلاصه معامله  سند تنظیمی چون وارد دفتر املاک شده است بویژه از مسئله توقیفی نیز رفع اثر شده است سند معتبر است و ابطال سند جزء وظایف مرجع تمیز حق است نه اداره ثبت .

بازرسان یکی پس از دیگری برای تنظیم صورتجلسه های عریض و طویل بدفتر خانه مراجعه میکنند و هرکدام ساز خود را مینوازند

از طرف دیگر سردفتر برای وصول دویست میلیون ریال خویش ابتدا با مدارا و وساطت دیگران سراغ بنگاهدار میرود مقرر میشود تا پایان سال ۱۳۸۶وجه وی پرداخت شود سال ۸۶تمام میشود خبری از پول در کار نیست  پایان سال قرار بر این گذاشته میشود تا پایان خرداد ۱۳۸۷ وجه پرداخت گردد باز خبری در کار نیست تا اینکه بناچار اظهار نامه( از طریق مرجع بااصطلاح تمیز حق؟؟؟ ) به طرف خریدار ملک تقدیم میگردد  باز خبری در کار نیست تا اینکه بناچار در مهر سال ۸۷ داخواست تقدیم میشود جلسات دادرسی  مطابق تشریفات آیین دادرسی یکی  پس از دیگری برگزار ودر نهایات آقای قاضی موضوع را به شهادت شهود ارجاع میکند آفای باصطلاح بنگاهدار یکی از شهود تعرفه شده میباشد . که با اتیان سوگند شهادت دروغ یاد میکند شهود تعرفه شده دیگر باوی همخوانی ندارد این آفای بنگاهدار چون با خریدار ملک دستشون تو یه کاسه است هرچند حج رفته وباصطلاح حاجی شده ـ شهادت کذب داد وبا سایرین همخوانی نکرد دادگاه بدوی دادخواست تقدیمی را قرار رد دعوی صادر نمود .

از رای صادره تجدید نظر بعمل آمد در دادگاه تجدید نظر باز آقای بنگاهدار بدون هیچ دعوتی حاضر میشود علیرغم تذکرات سردفتر به چه علت وی حآضر در جلسه است نتیچه نمیگیرد در نهایت از وی بعنوان شاهد دعوت میشود این آقا سوگند یاد کند که غیر از حق وحقیقت سخنی بزبان نیاورد اینبار نیز مثل جلسه بدوی سوگند کذت یاد میکند .

( جای تعجب نیست این  بااصطلاح آقایون سوگند خوردن براشون مثل آب خوردن سهل است )

و حتی  مرجع تجدید نظر که خلاف نصوص صریح قانونی بشیوه فوق عمل کند از بنگاهدار چه انتظار و حتی در انتهای جلسه دادرسی مبایعه نامه ای که فسخ شده تلقی میشود تقدیم محکمه شده بعنوان اینکه سردفتر خریدار ملک مورد بحث خود این مبلغ را بعنوان وجه الضمان یا وجه التزام در اختیار فروشنده گذاشته است پس بنفع فروشنده ظبط شده است این در حالیست که در قولنامه هیچ از این حرف وحدیث ها خبری نبود لیکن چون قولنامه در اختیار بنگاهدار بوده آنها بعدا  به آ ن عبارات متعدد از جمله وجه التزام ویا بابت ضرر وزیان فسخ معامله را به آ الحاق کرده اند

بهرصورت در جلسه دوم دادگاه تجدید نظر نسبت به قولنامه ارائه شده توسط سردفتر ادعای جعل میشود

دادگاه مذکور بعد از گذشت حدود یک ونیم سال بدون رسیدگی به ادعای سرفتر که میباست طبق اصول آیین دادرسی جهت رسیدگی به ادعای جعل به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع مینمود تا بعدا مبادرت به انشای رای مینمود علیرغم این مهم  در شهریور ۱۳۸۹ مبادرت به انشای رای که همان تایید نظر دادگاه بدوی بود را صادر میکند ؟؟؟؟؟؟

از حکم تجدیدنظر نیز اعاده دادرسی بعمل میآید اعاده دارسی پذیرفته میشود در جریان دادرسی در اثر یشآمدی آقای سردفتر با مشاهده این همه اجحاف و عدم تظلم خود دست بکار شده و جهت اخذنسخه ای از قولنامه به بنگاهی مراجعه میکند بنگاهدار به مطالبه برحق سردفتر امتناع میورزد البته این امر طی چندین مرحله صورت میگیرد و هر بار به دربسته میرسد .

بناچاربه  برخورد فیزیکی  منجر میشود وقمه و قدار بیمان میآید تآجایی که احتمال قتل هم  متصور بوده تا اینکه با وساطت نیروی انتظامی و دادسرا وبازرسی و بستگان بنگاهدار از ترس اینکه مبادا قتلی در کار باشد که محتمل نیز بوده است مبلغ دویست میلیون ریال را مصالحه نموده رضایت رسمی نوشته میشود تا اینکه سردفتر به قسمتی از حقوق مسلم خویش رسیده باشد

اما بشنوید از پرونده انتظامی پس از تنظیم صورتجلسه تخلف وارسال گزارش به اداره کل امور اسناد وارجاع موضوع بانظرکارشناسی همراه به جانشین محترم دادستان انتظامی استان آذربایجانشرقی منجر به صدور کیفرخواست بشرح

 

متعاقب صدور کیفرخواست آقای سردفتر طی  دفاعیه ای  بعنوان دادگاه بدوی انتظامی سردفتران بشرح  :

 

 

بشرح فوق تقدیم ودادگاه پس ازتعیین وقت رسیدگی بدون دعوت از سردفتر مبادرت به انشاء رای می نماید که تصویر رای نیز جهت استحضار همکاران محترم درج میگردد .

 

 

مروری بر یک پرونده انتظامی  (قسمت اول )

در یکی از روزهای سرد پاییزی بتاریخ۲۴ / ۸ / ۱۳۸۶یکی از بنگاهداران باصطلاح فرد امینی هم بود به دفتر خانه ای مراجعه میکند و در خواست دارد سند وکالت فروش ملکی برای فروشنده  ملکش تنظیم شود فروشنده  (موکل در قضیه حاضر ) جانباز جنگ تحمیلی با بیش از ۷۰درصد جانبازی خریدار (وکیل ) باز برادر جانباز وکارمند یکی از بانکهای کشور هر دو در کمال احترام تحویل گرفته میشود وحتی با چایی پذیرایی میشود بنگاهدار در خواست میکند .قبل از تنظیم وکالت سند مالکیت از اداره ثبت اسناد استعلام ثبتی  شود برای رعایت حال مشتری علیرغم عدم  نیاز در تنظیم سند وکالت فروش ملک ـ در خواست اجابت میشود استعلام ماخوذه از اداره ثبت محل ـ نسبت به مورد وکالت ( مورد معامله ) حاکی از عدم بازداشت ورهن و عدم شمول بند( ز) و عدم منع قانونی دارد در همان روز سند مورد در خواست تحت عنوان وکالت فروش ملک وبصورت ضمن عقد خارج لازم  بلاعزل تنظیم میشود . دو روز بعد سند وکالت تنظیمی به شخص دیگری تفویض میشود ( معامله دوم ) وکیل تفویضی با همان بنگاهدار تقاضای استعلام بنام خود  از سایر ادارات از جمله شهرداری ودارا یی مینماید درخواستشان اجابت و دفتر را باتفاق  ترک میکنند وکیل تفویضی صبح روز دوازدهم آذر سال ۸۶با پاسخهای ماخوذه بدفتر مراجعه وضمن تسلیم استعلامات مذکور در خواست تنظیم سند قطعی دارد در خواست وی با توجه به استعلامات ماخوذه بویژه استعلام ثبتی کّه هنوز دارای اعتبار میباشد کنترل و سند قطعی بنام وی تنظیم و خلاصه معامله نیز در اجرای بخشنامه های ثبتی به ثبت محل ارسال میگردد ناگفته نماند اداره ثبت محل در روز چهارم آذرسال  هشتاد وشش ملک مورد وکالت را بنا بدستور مرجع قضایی بدون استعلام از دفتر خانه { علیرغم نص صریح قانون وآییننامه و بخشنامه های مربوطه مبنی بر لزوم استحضار از نتیجه استعلام صادره ملک مورد وکالت را بعنوان تامین خواسته توقیف ( بازداشت ) میکند }و مراتب را همراه چهارده ملک بازداشتی دیگر بدفاتر حوزه ثبتی بخشنامه میکند بخشنامه مذکور حتی تاکنون نیز به تعدادی از دفاتر حوزه ثبتی ابلاغ نشده است مسئول دفتر املاک اداره وقتی خلاصه معامه را میخواهد وارد دفتر املاک نماید متوجه مسئله بازداشتی میشود . موضوع به رئیس واحد ثبتی گزارش میشود و در نتیجه برای تنظیم صورتجلسه تخلف رئیس ومعاون اداره در اول وقت اداری روز هیجدهم آذز سال هشتادو شش بدفتر تنظیم کننده سند قطعی مراجعه میکنند طبق روال قبلی وکلی بعنوان بازرس ـ ابتدا بازرسی اجمالی از کلیه اسناد واوراق ودفاتر و مدارک وحتی بایگانی و رایانه ........... بعمل میآورند متوجه میشوند این قصور دوم نیز مبنی بر ابلاغ بخشنامه بازداشتی بدفتر  مشابه اقدام اول باشتباه اداره ثبت محل صورت نپذیرفته است اما برای اینکه مسئولیت را از اداره متبوعه خویش بزدایند بنوعی میخواهند از مسئولیت شانه خالی کنند تا اینکه بخشنامه بازداشتی به سردفتر نشان داده میشود و از ایشان در خواست میگردد برای بخشنامه مذکور رسید بدهد سردفتر بی خبر از مسائل پشت پرده وبی خبر از همه چیز واینکه چه سرنوشت شومی بدنبال قضیه خوابیده است برای نهم آذر سال هشتاد وشش رسید میدهد دادن رسید برای روز نهم آذر در روز هیجدهم آذر یعنی نه روز قبل گناه نابخشودنی  سردفتر و باید در انتظار کیفر خواست و انفصال  باشد ( تا اینجا سردفتر هنوز متوجه اشتباه فاحش خود مبنی بر تنظیم سند نسبت به ملک بازداشتی نشده است ) بعد از اینکه رئیس و معاون ثبت محل ( بازرسان ) محل دفتر را ترک میکنند یکی از همکاران ضمن بررسی اسناد تنظیمی متوجه میشود بازرسان ثبتی مسئولیت را بعهده سردفتر نهاده و رفته اند سردفتر که از قضیه مطلع میشود در هزاران اما واگر ....بهت زده ........ در نهایت برای خلاصی از این قضیه موضوع را به خریدار (وکیل تفویضی که سند را بنام خود انتقال داده   است ) و نیز بنگاهدار گزارش میکند نامبردگان نیز بعد از اینکه از قضیه مستحضر میشوند میخواهند از این آب گل آلود ماهی چرب ونرمی نصیبشان بشود در ادامه بنا به درخواست سردفتر مورد معامله را به قیمت حدود بیست درصد بیشتر در بنگاه همان بنگاهدار به بصورت سند عادی انتقال میدهند چکها رد وبدل و به اصطلاح مبایعه نامه نیز تنظیم و امضا میشود و چون هنوز چک است و از پول خبری نیست نسخه از مبایعه نامه به هیچکدام از طرفین معامه داده نمیشود با این توضیخ که بعد از وصول چک مقرر است  سند تنظیمی باستناد وکالتنامه تنظیمی که اختیار اقاله نمودن معامله در آن  نیز مندرج است اقاله گردد . نامبردگان برای استفاده از این فضای مه آلود و برای استفاده بیشتر وبهتر آز گل آلود بودن آب بعد از وصول چک در فردای آن روز از اقاله نمودن سند قطعی مور بحث امتناع مینمایند و سردفتر بیچاره را در دام دوم گرفتار میکنند دوستان تا حالا استحضار پیدا کردند که تمام نسخ  مبایعه نامه در بنگاه است و امکان هرگونه دخل وتصرف من دون حق از طرف افراد از خدا بی خبر متصور است و پول سردفتر در اختیار خریدار سند قطعی رسمی که بصورت قولنامه ای ملک مورد بحث را به سردفتر فروخته لیکن از تخویل ملک وقولنامه و اقاله امتناع میکند و از طرف مقابل نیز پرونده انتظامی بر علیه سردفتر تنظیم و چهت صدور کیفر خواست مراحل اداری را طی میکند

ادامه دارد .....................................................

مشکلات فرا روی تعرفه پیشنهادی حق التحریر دفاتر اسناد رسمی

همگان تا حدودی استحضار پیداکردند که حق التحریر دوستان پس از کش و قوسهای فراوان وقریب یکسال از زمان سپری شدن زمان تغییر وبازنگری درآن جراحیهای پایانی خود را طی میکند شنیده ها وگفته هاوخوانده ها و ....حاکی است پیشنویس تقدیمی به سازمان در اجرا با ایرادات اساسی که برخی از همکاران بویژه سردفتران محترم ۳ یزد ویازده مرند وبعضی از دوستان به آن اشاره فرموده انددر عمل مواجه خواهیم بود  لیکن نکته اساسی در اینمورد همان دامپینگ تعدادی از سردفترنماها  بخصوص ازسردفتران منتخبین طرح باصطلاح اشتغالزایی سنوات اخیرکه تعداد آنان نیر قلیل است  بر مشکلات این صنف شریف در این تعرفه پیشنهادی را دوچندان مینماید از طرفی احتمال اینکه زحمات دوستان بویژه کارشناسیهای معموله طی یکسال گذشته را سخره نموده وهمانند تعرفه همکاران سردفتر ازدواج دامنگیرمان شود بسیار هست بنابراین جا دارد مسئولین محترم کانون وهمکاران محترم دیگریکه دستی در آستین دارند همت نموده وبا رایزنیهای مضاعف دادخواهی لازم معمول دارند و از سایر دوستان نیز التماس دعا داریم تا در انجام فرایض دینی دعا بر اجابت بحق خواسته همکاران این حرفه شریف فراموش نشود بامید اعلام سریع و عاری از ایرادات اساسی وعملی ......انشالله

   حالا که بازار تعرفه داغه اینم یه جورشه ... به نقل از همکار ارجمندمون جناب طباطبائی

بسته پیشنهادی کانون سردفتران روی میزمعاون اموراسناد
 
 
 
---------------------------قسمت دوم

این تعرفه تلفیقی است از تعرفه تهیه شده کانون و نظرات حقیر و الحاق آنچه در ان تعرفه فراموش شده بود:

الف : اسناد مالی : شامل اسنادی است که  باتوجه به  ماده 123 اصلاحی قانون ثبت و ارای کمیسیون وحدت رویه کانون سردفتران مالی محسوب میگردند

 

یک-کلیه اسناد مالی باستثناء نقل و انتقال املاک :

1-اسنادی که مبلغ آنها تا 2 میلیون ریال است  مقطوعا"                180000 ریال

2-اسنادی که مبلغ آن تا 10 میلیون ریال است نسبت به مازاد 2 میلیون ریال    50 درهزار

3- اسنادی که مبلغ آن تا 100 میلیون ریال است نسبت به مازاد 10 میلیون ریال   25 درهزار

4- اسنادی که مبلغ آن تا 300 میلیون ریال است نسبت به مازاد 100 میلیون ریال 10 درهزار

5- اسنادی که مبلغ آن تا 500 میلیون ریال است نسبت به مازاد 300 میلیون ریال4   درهزار

6- اسنادی که مبلغ آن تا یک میلیارد ریال است نسبت به مازاد 500 میلیون ریال 3   درهزار

7- اسنادی که مبلغ آن تا 5 میلیارد ریال است نسبت به مازاد یک میلیارد  ریال  یک درهزار

8- اسنادی که مبلغ آن بیش از 5 میلیارد ریال است نسبت به مازاد 5 میلیارد  ریال نیم درهزار

 

دو-اسناد نقل و انتقال عین املاک : 

1- اسنادی که مبلغ آنها تا 2 میلیون ریال است  مقطوعا"       500000 ریال

2- اسنادی که مبلغ آن تا 10 میلیون ریال است نسبت به مازاد 2 میلیون ریال 60 درهزار

3- اسنادی که مبلغ آن تا 100 میلیون ریال است نسبت به مازاد 10 میلیون ریال 25 درهزار

4- اسنادی که مبلغ آن تا 300 میلیون ریال است نسبت به مازاد 100 میلیون ریال١0  درهزار

4- اسنادی که مبلغ آن بیش از  300 میلیون ریال است نسبت به مازاد آن   5  درهزار

  تبصره1:درخصوص اسناد فنی و ارثی با توافق بین متقاضی و سردفتر میتوان تا 50% تحریر که حداکثر آن  تا  دو میلیون ریال بیشتر نشود ، به عنوان حق التنظیم سند علاوه بر حق التحریر متعلقه و همراه باحق التحریر دریافت نمود

تبصره2:ماخذ محاسبه حق التحریر اسنادی که موضوع آن اقرار یا تعهد به انتقال عین یا منافع  اموال غیرمنقول باشد بهای واقعی مندرج در سند خواهد بود و درصورتیکه بهای واقعی متعسر باشد 30 برابر ارزش منطقه بندی میباشد

 

 ج : اسناد غیرمالی : شامل اسناد موضوع ماده 124 اصلاحی قانون ثبت

   1-وکالتنامه های مختصر که حاوی انتقال ملک و سرقفلی نباشد       250000 ریال

2- وکالتنامه های مفصل که حاوی انتقال ملک و سرقفلی نباشد       ۵٠0000 ریال

3- وکالتنامه های مختصر که برای  انتقال ملک و سرقفلی باشد        500000 ریال

4- وکالتنامه های مفصل که برای  انتقال ملک و سرقفلی باشد        700000 ریال

5-تنفیذنامه و رضایتنامه و قراردادهای متمم غیرمالی مختصر         300000 ریال

6- تنفیذنامه و رضایتنامه و قراردادهای متمم غیرمالی مفصل          500000 ریال

7-اقرارنامه وتعهدنامه ها اعم از دانشجوئی و غیره  مختصر            120000 ریال

8- اقرارنامه وتعهدنامه ها اعم از دانشجوئی و غیره  مفصل            200000 ریال

 و برای هر برگ اضافی  (یک برگی )                                     100000 ریال

9-تقسیم نامه نسبت به مال منقول و غیرمنقول اعم ازآپارتمان وغیره  2 واحد500000 ریال

وبرای هر واحد اضافه                                                       200000 ریال

10-وقفنامه و وصیت نامه های مختصر                                   500000 ریال

11- وقفنامه و وصیت نامه های مفصل                                1000000 ریال

درصورتیکه توسط سردفتر تنظیم گردد مبلغ 500000 ریال به سقف مذکور اضافه میگردد

12-تعویض وثیقه و ضم وثیقه و اقاله اسناد                           500000 ریال

13-سایر اسناد مالی که نام برده نشده از قبیل صلح دعاوی وابراء وقراردادهای غیرمالی  500000 ریال

  تبصره1: در تمام موارد این تعرفه چنانچه طرفین سند بیش از 4 نفر باشند به ازاء هرنفر اضافه مبلغ    150000 ریال علاوه بر تحریر متعلقه اخذ میشود

 تبصره 2: اسناد مالی که در صفحات یا نسخ متعدد تنظیم شود چنانچه اوراق نیم برگی باشد برای هربرگ یا نسخ اضافی 50000 ریال و برای هربرگ یا نسخه اضافه یک برگی مبلغ 100000 ریال به حق التحریر متعلقه افزوده میگردد

 

تبصره3: منظور از سند مختصر اسنادی است که بنحو متعارف و فونت معمولی در یک صفحه نیم برگی تنظیم گردد

 

تبصره 4: درمواردی که سند تنظیم و قبل از ثبت دفتر بعلت انصراف متعاملین ویا علل دیگر قانونی منجر به ثبت نگردد سردفتر مستحق 50٪ حق التحریر که حداکثر آن بیش از 500000 ریال نخواهد بود  میباشد

 

 حق الزحمه ها بخش دیگری از تعرفه است که در ادامه مطلب میتوانید مطالعه فرمائید

 


د: حق الزحمه خدمات :

 

1-حق الزحمه فک رهن ویا فسخ                                      50000 ریال

2- حق الزحمه صدور اجرائیه برای هربرگ                           60000 ریال

3- حق الزحمه صدور اخطاریه برای هرنفر                            50000 ریال

4- حق الزحمه دریافت و تعویض قبو    سپرده  برای هربرگ    150000 ریال

5-حق الزحمه تهیه رونوشت از اسناد هربرگ                        100000 ریال

6- حق الزحمه فتوکپی مصدق اسناد و مدارک دفترخانه هربرگ  ۵0000  ریال

7- حق الزحمه مصدق نمودن کپی مدارک ماده 57 قانون آئین دارسی هربرگ 20000 ریال

8-حق الزحمه تصدیق مدارکی که همراه با استعلامهای ثبت وسایر ادارات لازم باشد هربرگ 20000 ریال

9-حق الزحمه گواهی عدم حضور موضوع بند89 مجموعه بخشنامه ها در صورت صدور 300000ریال

10-حق الزحمه عزل یا استعفای وکیل وفسخ اجاره نامه  در ملاحظات ثبت دفتر100000 ریال 

11-حق الزحمه  گواهی برای هر امضاء     100000 ریال     

12-حق الزحمه استعلامهای ثبت وسایر مراجع برای هر پلاک  جمعا"    50000 ریال      

13-صدور هرگونه گواهی و تائیدیه از دفترخانه                             30000 ریال

14-حق الزحمه تنظیم اسنادی که طبق مقررات درخارج از محل دفتر صورت میگیرد  300000 ریال

 

تبصره1: پرداخت حق التحریر و حق الزحمه وقیمت اوراق و اسناد و قبوض اقساطی وهزینه پست باالمناصفه بعهده طرفین است مگر اینکه قبلا توافق دیگری کرده یا یکی از طرفین شخصا" آن را بپردازد

 

تبصره2: از حق الزحمه گواهی امضاء 10% متعلق به کانون سردفتران میباشد که بابت تامین هزینه های کانون موضوع مواد 66 و 73 قانون دفاتر و طبق آئین نامه های مربوطه سران دفاتر مکلف به واریز آن راس موعدد مقرر ماهانه میباشند

 

تبصره3:اجرای بند4 ماده 66 قانون دفاتر اسناد رسمی در خصوص عدم دریافت حق التحریر اسناد یا گواهی صادره از کانون سردفتران و دفتریاران یا  جوامع سردفتران استانها  امکان پذیر است که در اینصورت سردفتر مجاز به درج موضوع  عدم دریافت تحریر خواهد بود

 

با احترام  سردفتر 3 یزد


-----------------

ازهمکار ارجمندمون تشکر میکنیم

شهادت‏ حضرت فاطمه زهرا (س) برعموم هموطنان تسلیت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فاطمه دختر خديجه بزرگ است.

ديدم كه فاطمه نيست.


خواستم بگويم كه: فاطمه دختر محمد(ص) است.


ديدم كه فاطمه نيست.


خواستم بگويم كه: فاطمه همسر على است.


ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم كه: فاطمه مادر حسنين است.


ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم كه: فاطمه مادر زينب است.


باز ديدم كه فاطمه نيست.


نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.

فاطمه، فاطمه است.

نوشته دكتر علي شريعتي

 

 

نکاتی در رابطه با تعرفه تحریر پیشنهادی...   

بسته پیشنهادی کانون سردفتران روی میزمعاون اموراسناد
 
 
تعرفه تحریر در این دوهفته اخیر در حال جراحی و انواع اقسام سونو و ام آر آی و رادلوگرافی و ..... است تا بلکه با وضعیتی نرمال از سازمان ترخیص گردد و چشم بیش از ٨٠٠٠ سردفتر بعد از یک سال تاخیر کهنه و قدیمی و ١١ ماه تاخیر جدید به ان روشن و سرنوشت معیشتی ما را برای چهار سال اینده و شاید ۶ سال بعد رقم بزند ....

تعرفه پیشنهادی علی رغم مدتها کار شناسی هنوز دارای معایب و نقائصی است که امیدواریم در این جلسات هفتگی در محضر معاونت محترم اسناد سازمان موارد نقص بررسی و خروجی کار فاقد هرگونه ابهام باشد زیرا اگر در تعرفه مواردی باشد که قابل تفسیر باشد بازهم سرنوشت دفاتر همانند فرازهای رقابتی سابق ایجاد فساد خواهد کرد وبازهم دفاتر صادق و پایبند به مقررات دچار عسر و حرج و ضرر وزیان خواهند شد

بنظر حقیر موارد زیر باید در بازنگری و مرحله نهائی کار مورد توجه قرار گیرد که البته بزرگوانی که به بنده لطف داشته و نسبت به این امر مهم در حوزه سردفتری حساسییت لازم را دارند قول مساعدت داده اند:

١-لازم است نحوه چیدمان تعرفه اسناد مالی با عنایت به حساسیتهای برون سازمانی و بهانه جوئی های موجود نسبت به دفاتر ، تغییر نماید و مبالغ ظاهرا" درشت حتی الامکان در ردیف اول قرار نگیرد

٢-تعریف سند مالی باید نسبت به تمامی اسناد مالی انجام شود که در این تعرفه نسبت به غیرمنقول انجام شده

٣-ضمن تشکر از تهیه کنندگان بلحاظ توجه به اسناد غیرمنقول و مجزی نمودن آن از اسناد مالی دیگر ، لازم است برای رفع ابهام و شمول کلیه اسناد انتقالات غیرمنقول  ، عنوان "اسناد انتقال قطعی املاک"  را به  اسناد نقل و انتقال عین املاک تغییر داد تا موارد غیر قطعی نیز شامل این ردیف گردد

۴-تبصره یک از ردیف دو مربوط به توافق سردفتر با متعاملین بنحوی نوشته شود تا حکایت تحریر رقابتی تکرار نشود و مورد سوء استفاده قرار نگیرد

۵-در ردیف ۵ غیرمالی ها اقرار و تعهدات در ردیف تنفیذ و رضایت و قراردادهای متمم قرار گرفته که با توجه به اینکه عموم مردم گرفتار اینگونه تعهدات و اقرارنامه ها هستند لازم است به ردیف تعهدات دانشجوئی منتقل و بین مختصر و مفصل آن قائل به تفکیک گردید

۶-در تبصره ٢ همین بخش برای نفرات اضافه وبلحاظ لزوم احتیاط در تعیین سقف لازم است اولا"قید گردد در تمامی موارد این تعرفه (اعم از مالی و غیرمالی) نفرات اضافه مشمول تحریر اضافه خواهند بود و در ثانی بعد از مبلغ عبارت علاوه بر تحریر متعلقه درج گردد

٧-نظر به اینکه در تعرفه اسناد مختصر و مفصل تعریف شده اند بنابراین بحث اوراق اضافی مخصوصا نیم برگی نمیتواند مصداق پیدا کند لهذا پیشنهاد میگردد آن را به اسناد مالی محدود و تبصره مربوطه  بدین شرح اصلاح گردد تبصره ٠٠: اسناد مالی که در صفحات یا نسخ متعدد تنظیم شود چنانچه اوراق نیم برگی باشد برای هربرگ یا نسخ اضافی 50000 ریال و برای هربرگ یا نسخه اضافه یک برگی مبلغ 100000 ریال به حق التحریر متعلقه افزوده میگرددتا هم اوراق یک برگی اضافی و هم نسخه متعدد مخصوصا"در بانکیها که هر بانکی به نوعی درخواست افزایش تعداد نسخ مینماید حل شود

٨-تعریفی از مختصر و مفصل در این تعرفه نشده که  موجب فساد خواهد شد لذا پیشنهاد میشود تبصره ای با این عبارت اضافه شود:  تبصره؟؟ -منظور از مختصر آن است که  در یک ورقه نیم برگی بنحو متعارف و فونت معمولی تنظیم شود "

٩-ردیف 12  از قسمت حق الزحمه ها با توجه به تعدد استعلامهای هر معامله بنظر میرسد برای هراستعلام 50000 ریال تعیین شده که با توجه به حساسیتهای موجود ، به صلاح نیست لذا پیشنهاد میشود بشرح نحو اصلاح گردد: "-حق الزحمه استعلامهای ثبت و سایر ادارات برای هرپلاک جمعا 50000 ریال "

١٠-از آنجا که بند ٢٩٩ مجموعه بخشنامه های ثبتی مورد اعتراض همکاران و پیشنهاد حذف آن داده شده لذا تائید آن در تعرفه صحیح بنظر نمیرسد ولی بصورت کلی تر میتوان آن را در تعرفه قرار داد حق الزحمه تصدیق مدارکی که همراه با استعلامهای ثبت وسایر ادارات لازم باشد هربرگ   20000 ریال

١١-وضع تکلیف و جعل جرائم در تعرفه فاقد وجهه قانونی است و جای آن در آئین نامه های مربوطه است که لازم است از انتهای تعرفه حذف گردد

تعرفه پیشنهادی حقیر با استفاده از تعرفه تهیه شده و با اعمال تغییرات بشرح فوق در اولین فرصت تقدیم میگردد

 

به نقل از وبلاگ همکار ارجمندمون جناب طباطبائی

http://sardaftar3y.persianblog.ir/

 

رییس سازمان ثبت:چه جهادی مهمتر از اینکه در حوزه خدمات به مردم قدم هایی برداشته و هزینه اضافی از روی

رییس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور گفت: اعتقاد جدی دارم که دفاتراسنادرسمی فرصت ارزشمندی برای مجموعه نظام اداری و قضایی کشور هستند و باید از این فرصت بیش از آنچه که الان هست، استفاده شود.

به گزارش روابط عمومی کانون سردفتران و دفتریاران به نقل از پورتال سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، احمد تویسرکانی" در جمع روسای کانون ها و جوامع سردفتران و دفتریاران کشور افزود: کاری که دفاتر اسنادرسمی انجام می دهند، کاری است که به نمایندگی از حاکمیت صورت می گیرد.
به گفته وی، برخی گاه اظهارنظرهایی می کنند و این مجموعه خدوم را با دیگر نهادهای خدماتی مقایسه می کنند که این مقایسه چندان منطقی و درست نیست چراکه فعالیتهای دفاتر اسنادرسمی، حاکمیتی است و در واقع حاکمیت کاری که دفاتراسنادرسمی انجام می دهند را تضمین می کند.
 تویسرکانی اظهارداشت: مجموعه کارهایی که دفاتر اسناد رسمی انجام می دهند درجهت توسعه نظم در جامعه است که اساس و وظیفه حکومت و حاکمیت است.
معاون رییس قوه قضاییه گفت: باید بپذیریم این مجموعه که متولی ایجاد نظم است باید با تلاش وهمت جمعی در حد اعلاء، الگو باشد و این مهم با خواست و همت عموم سردفتران و دفتریاران ایجاد و محقق می شود و البته برای رسیدن به این مهم هنوز جای کار وجود دارد.
تویسرکانی افزود: التزام به قوانین و مقررات و توجه به شیوه هایی که روز به روز دفاتر اسنادرسمی را به دانش و فناوری های نوین مجهزتر کند باید در مجموعه دفاتر اسناد رسمی صورت گیرد و اعتقاد دارم این امر، ظرفیت های دفاتر اسناد رسمی را به نفع مردم و نظام افزایش خواهد داد.
رییس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور یادآورشد: در حوزه دفاتر کارهای زیادی داریم که باید انجام شود و متاسفانه بخشی از امور متناسب باگذر زمان پیشرفت نکرده و این موضوع، دغدغه و انرژی زیادی از سازمان ثبت گرفته است.
معاون قوه قضاییه گفت: باید در چارچوب راهبردها و اهداف مجموعه سازمان ثبت اسناد و املاک کشور خود را به ابزارها و فناوری های نوین هم مجهز کنیم و با بصیرت و دید دقیق اهداف را دنبال کنیم تا زودتر به نتیجه برسیم.
تویسرکانی به فرایند استفاده از فناوری های نوین اشاره کرد و افزود: در گذشته برای ارسال یک بخشنامه و نامه که مرجع قضایی صادر می کرد تا بدست واحدهای زیرمجموعه برسد گذشته از هزینه های مالی بسیار، تاخیر در وصول بخشنامه ها به دفاتر اسنادرسمی در سراسر کشور هم گاه می توانست مشکلات زیادی به همراه داشته باشد ولی امروز از طریق شبکه به لحظه و به روز، سردفتران و دفتریاران و دیگر مجموعه ها از بخشنامه ها و نامه های قضایی مطلع می شوند.
رییس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور خاطرنشان کرد: باید استفاده از فناوری های نوین، توسعه یابد و به کمک این فناوری ها، طرفیت های دیگری هم که در مجموعه دفاتر اسنادرسمی وجود دارد بیشتر امکان ظهور و بروز می یابد و آنگاه رضایت مندی مردم و مراجعان هم بیشتر خواهدشد.
وی تاکیدکرد: هرچه سرعت همراه با دقت انجام خدمات در دفاتر اسنادرسمی زیادتر شود، مردم هم رضایت بیشتری از این خدمات خواهندداشت. در برنامه پنچم توسعه تاکید شده ثبت آنی انجام شود و این اقدام خوبی است که ما بتوانیم شیوه خدمات دهی را ارتقا دهیم.
وی اظهار داشت: کیفی سازی وکمک در جهت ارتقای وضعیت دفاتر، از طریق فرهنگ سازی برای «سندرسمی» امکان پذیر است.
معاون قوه قضاییه اضافه کرد: همیشه در مقابل تحولات، مشکلات هم وجود دارند ولی باید تلاش کرد تا مشکلات را با ارایه راهکارهای اساسی از مسیر راه خود برداریم.
وی بااشاره به اینکه برای استفاده از فناوری های جدید باید زیرساخت ها را فراهم کنیم اظهارامیدواری کرد: در دو ماه آینده با تلاش های صورت گرفته تبادل اطلاعات و ارتباطات در حد محدود عملیاتی خواهدشد و پاسخ استعلامات دفاتر را از طریق فضای مجازی در کمترین زمان ممکن خواهیم داد که همین موضوع قطعا موجب رضایت مندی بیشتر مردم خواهدشد.
تویسرکانی گفت: دراین شرایط آمادگی داریم سالیانه بیش از 100 میلیون استعلامات اسناد را با ظرفیت سازی در جوامع و کانون ها  بسرعت پاسخگو باشیم و نیازهای مردم را برطرف کنیم.
رییس سازمان ثبت اسناد کشور گفت: براساس گزارش های رسیده سالیانه بیش از 31 میلیون خدمت انجام می دهیم ولی درحال بررسی هستیم تا بدانیم این میزان خدمت موجب چقدر مراجعه مردم شده و هزینه های مربوط به این مراجعات چقدر است؟
تویسرکانی افزود: اگر بتوانیم سالیانه 50 میلیون مراجعه مردم را با ارایه خدمات الکتروینکی کم کنیم این اتفاق حداقل 25 هزار میلیارد ریال صرفه جویی برای خدمات گیرندگان دارد علاوه برآنکه در کاهش اتلاف وقت، ترافیک، مصرف سوخت و کاهش آلودگی هوا هم بی تاثیر نیست.
وی به اهمیت ایجاد آرشیو الکترونیکی اسناد اشاره کرد و گفت: امروز دفاتر اسناد رسمی برای نگهداری پرونده های کاغذی در انبارها هزینه زیادی می پردازند در حالیکه اگر این آرشیوها الکترونیکی شود به لحاظ هزینه منافع زیادی برای دفاتر خواهند داشت ضمن آنکه برای نظام و مردم هم بهتر خواهدبود.
معاون قوه قضاییه با اشاره به نام گذاری امسال به نام «جهاداقتصادی» افزود: کشور ظرفیت بالایی در بخش های مخلتف دارد و سرعت فعالیت ها باید زیاد شود تا به رشد 5/8 درصد سالیانه که باید 5/2 درصد آن از محل افزایش بهره وری باشد و مورد تاکید در سند چشم انداز بیست ساله تاکید گردیده دست پیدا کنیم.
وی تاکید کرد: در بخش ثبت اسناد و املاک هم با یکسان سازی فرایندها، ایجاد شبکه، استفاده از محیط مجازی، استقرار نظم و رعایت مقررات و قانون می توانیم یک جامعه قانونمند مورد رضایت مردم داشته باشیم و به رشد اقتصادی مورد نظر مقام معظم رهبری در سند چشم انداز هم برسیم.
تویسرکانی یادآور شد:  سال گذشته 350 هزار سند مالکیت جدید در کشور صادر شد و این اتفاق درحالی صورت گرفته که این اقدام  مانع از گسترش جعل و دستکاری اسناد می شود و اقبال عمومی را بدنبال خود دارد زیرا شفاف سازی در مالکیت ها حفظ حقوق مردم، تکمیل بانک های اطلاعاتی و سرعت در انجام خدمات می گردد.
رییس سازمان ثبت اسناد کشور اظهار داشت: باید برنامه ریزی کوتاه و بلندمدت برای اجرای شبکه جامع ثبت داشته باشیم تا یتوانیم از طریق این شبکه از اطلاعات و ارتباطات مورد نیاز خود را در محیط امن و سریع مبادله کنیم.
وی سپس به موضوع امضای الکترونیکی و واگذاری این خدمت به دفاتر اسناد رسمی اشاره کرد و گفت: باید فرآیند ارایه این خدمت نوین را در دفاتر فراهم کنید و کارکنان خود را ترغیب کنید تا آموزش های مربوطه را فرا گیرند.
تویسرکانی افزود: اگر آثار کار ما در جامعه ظاهر شود و مردم این را ببینند اهمیت زیادی برای ما دارد، پس همه با همکاری و تلاش کمک کنند تا در فرهنگ سازی کرده و زمینه و بستر لازم برای اجرای این برنامه ها را فراهم کنیم.
معاون قوه قضاییه تاکید کرد: در جلسات مسوولان عالی قوه قضاییه در دوره جدید بخصوص در سه ماهه گذشته بارها بحث قانون دفاتر اسناد رسمی مطرح شده است چون این دفاتر بخشی از کار دستگاه قضایی را انجام می دهند بنابراین مسوولان قضایی به این موضوع توجه ویژه ای دارند.
وی با بیان اینکه گام بلند شما در الکترونیکی کردن ارایه خدمات و برداشتن هزینه اضافی از روی دوش مردم در واقع در مسیر جهاد اقتصادی است، یادآور شد: چه جهادی مهمتر از این که بتوانیم در حوزه خدماتی که به مردم ارائه می کنیم قدم هایی برداریم که دعوای مردم کم شود و هزینه اضافی از روی دوش دولت و دستگاه قضایی برداشته شود.
تویسرکانی گفت: نگاه ما اگر به جامعه باشد انگیزه برای انجام کار زیاد است و هر روز تاخیر در اجرای یک کار و خدمت خسارت زیادی بر جامعه تحمیل می کند.
وی تاکید کرد: اعتقادم بر این است که همزمان با افزایش حیطه فعالیت های دفاتر اسنادرسمی، نظارت و سامان دادن بر فعالیت دفاتر اسناد رسمی هم باید با جدیت بیشتری دنبال شود.

عید نوروز چگونه شکل گرفت

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 پیدایش جشن نوروز 

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

منبع : مجله موفقیت

حق التحریر فک رهن یا فسخ سند

                                  

مطابق بند 11 شق ب تعرفه حق التحریر دفاتر اسناد رسمی مصوب 1385/04/01 سازمان ثبت اسناد و املاک کشور ؛ حق التحریر فک رهن یا فسخ سند 50000 ریال می باشد حال سوال این است که در صورتی که مثلا در یک سند رهنی تعداد اسناد مالکیت متعدد باشند ( مثلا سه فقره هر کدام به نسبت دو دانگ مشاع ؛مجموعاً ششدانگ ) نحوه وصول حق التحریر آن چگونه خواهد بود ؟

 آیا به ازاء هر کدام از اسناد مالکیت مبلغ 50000 ریال وصول خواهد شد؟ ( در مانحن فیه مجموعاً  150000 ریال ) و یا اینکه با در نظر گرفتن تعداد اسناد رهنی که قرار است فسخ یا فک رهن گردد باید حق التحریر وصول گردد ؟ ( در مثال ما 50000 ریال )

"برگرفته ازوبلاگ http://notary11.blogfa.com/"