طنز اما واقغیت بنقل از وب عدالت محضر همکار محترم
دلالی به سردفتری گفت: بهترین دلالان نزد تو كيست؟ گفت: آن كه از تحریر مرا سیر سازد. گفت: من سير ميسازم، پس مرا دوست خواهي داشت يا نه، گفت: دوستي نسيه نميشود.
دلالی گذرش بر دفترخانه مسلمانی افتاد. سردفتر را دید که خود ثباتی همی کند.خندیدو گفت : مگر تو ثباتی که خود همی نویسی .سردفتر گفت : تا دزدان در قفا سند باز زنند نان حلال سردفتر را از ثباتش بازشناس .
راننده وانتی را گذر از دفترخانه 4 رقمی افتاد: ایستاد ودست به دعاکرد وگفت: خداراشکر حقوق نخواندم.
سردفتری را گفتند: ثباتی چيست: گفت: من مردي تاجرم، مرا با ثباتی چكار؟
فرهنگ سردفتري
سند : ورقه ای مخصوص که توسط سردفتران فروخته میشود وبرای نگارش عواطف انسان نسبت به پول بکار میرود .
قطعی غیر منقول : نوعی سند که بین سه تن تنظیم گردد(سر دفتر- معامل – متعامل )عوضین را متعاملین و مسولیت را سردفتر حبس مینماید .
سند منقول : اصولا به سند اتومبیل اطلاق میشود . ماشین – خودرو – جای خالی
سند باز : پدیده ای که طی آن سردفتر در مدت زمان کوتاهی ثروتمند میشود .راه صد ساله را یک شبه رفتن (صرب المثل قدیمی ) . فروشنده غایب – خریدار پنهان – متحد ومنفرد
شماره دفترخانه :مرکب از اعداد ریاضی تکرقمی چنانچه ترکیب اعداد کنارهم از سه عدد بیشتر شود سردفتر دچار مرض شیزوفرنی میباشد.
دفترخانه 4رقمی :از قدیم بیسواد – تحصیل کرده های حقوق – جماعت وکلاوفارق التحصیلان حقوق که در قرن 15هق به دستوری فوری به سمت سردفتری ملعون ومنصوب گردیدند.
دفترخانه سه رقمی : محافظه کار – فعالان حقوق بشر در جامعه سردفتران – معصوم مادرزاد راگویند (صفت )
دفترخانه 2رقمی :خوابیدن (فعل )چراغ خاموش رفتن –فرد متنفذ راگویند – تاجر - ملی
سردفتر 1 رقمی : افتخار – حسن وزیبایی راگویند – نه تا
نرم افزار طلیعه : نرم افزاری که در سال 500 قبل از میلاد مسیح توسط فرد ناشناسی از اهالی قنبر آباد به زبان داس نگاشته شده است - کلنگ (از آلات و ادوات دفترخانه میباشد ) – خراب
گزارش ماهیانه : حقیقت دفترخانه را پنهان کردن (فعل)حقیقت راپیدا کردن – ( در دومعنی متفاوت ) سختی – تنگی نفس
وام سردفتری :مبلغی که طی فرایند پاکسازی وغربالی به خواص میرسد
دفترخانه : نوعی قارچ سمی که محل زندگی وتجمع موجودات مرموز است ودر هر شهر به نسبت جمعیت رشد میکند.
دفتراتومبیل : در باستان نماد ثروت – در قرون اخیر باعث جنگ شد – باز – باز گذاشتن –باز زدن –باز ماندن – دیر بستن – سفید - تصفیه حساب
حق التحریر :حلال کردن حرام – ناچیز – کم نوشتن - نارضایتی – آنچه بنویسند وچیز دیگری بخوانند -
حق الثبت :بزور گرفتنی و بزور دادنی – آنچه برای سردفتر بی عاید است و نپرداختن آن برای سر دفتر موجب اشد مجازات میباشد
مالیات اتومبیل : مشایعت پول – حسرت - کار اضافه -حمال –حمالی کردن -کار بی مزد کردن (در فعل )
سردفتر شجاع :خطا کار – پشیمان
تعویض پلاک : محل نزاع –میدان جنگ - لو دادن
دفترخانه نزدیک : بی رغبتی – نوعی خون آشام – مراقبت کردن از دور راگویند .
انفصال دائم : مرگ آنی
انفصال موقت : درد در ناحیه سینه و پهلوها – آنچه کفیل به ارث میبرد
http://www.daftarkhaneh0.blogfa.com