قسمت ج تعرفه حق التحریر
از روزی که تعرفه مربوط به حق التحریر برای دفاتر اسناد ابلاغ و از پانزده مرداد سالجاری قابلیت اجرایی بخود گرفت. بحث داغی در رابطه با حق الزحمه یا حق التحریر بودن بند ج تعرفه که مربوط به گواهی امضا ء ـ کپی مصدق ـ فسخ نامه ـ رونوشت ـ صدور اجرائیه و غیره بوجود آمده بود تا اینکه در آبان ماه نظریه مشورتی کانون بعنوان جامعه سردفتران اسناد رسمی استان آذربایجانشرقی به بحث مستحدثه خاتمه داد موضوع را با توسل به مبانی حقوقی < حق الزحمه > اعلام نمود
در واقع از سهم کانون و دفتر یار و کارکنان خبری نبود به تعبیر بهتر کل وجوه حاصله از این بند به شخص سردفتر تعلق میگرفت و لا غیر تا اینکه دیروز بخشنامه ای از سازمان ثبت < اداره کل امور اسناد > ابلاغ گردید که بموجب آن تمام مطالب مندرج در تعرفه مورد بحث ـ حق التحریر محسوب و کلیه کادر دفتر خانه و کانون از آن سهیم بوده و خواهند بود
هر چند حق هم همین بوده و هست ! چراکه تعرفه ابلاغی بندی را استثناء نکرده بود همه بند های آن را دریک جا بعنوان تعرفه حق التحریر قلمداد کرده بود و لاغیر ؟؟؟؟؟؟؟؟
اما جای بحث اصلی اینجاست که فلسفه وجودی کانون! بویژه کمسیون معاضدت قضایی ! خاصه نظریات مشورتی کانون از چه جایگاهی برخوردارند ؟ آیا واقعا ........... همانند قضیه بیمه های درمانی و .............؟ غیر مثمر ؟ و بی ثمرند؟؟؟؟
و سئوال اصلی : همکارانیکه با توسل به نظریه مشورتی کانون از واریز وچوه به حساب کانون و دفتریار و کارکنان امتناع نموده اند مرتکب تخلف نشده اند ؟ و تحمیل مجازات تخلف انتظامی ولو برای یک نفر از همکاران چگونه توجیه میشود ؟ همانند بیمه مسئولیت سردفتران ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برای ثبوت عدم عمد و ........سالها دنبالش سرگردان و........ و اخر الامر هم نتیجه نقطه اول باشد ؟
قضاوت با دوستان و علما؟؟؟ کجایند اصول مسلم حقوقی ؟؟؟ کجایند قواعد فقهی و کجایند اصول مندرج در قانون اساسی ؟؟ اصل جهل به قانون و اعتبار قانون در زمان ومکان ؟ عطف بما سبق نشدن قانون و سایر اصول مسلم دیگر؟؟؟؟